“
مشاور مطبوعاتی رییسجمهور
مطبوعات ایران زیر سطح استاندارد هستند
نگاه خاصی نسبت به مطبوعات دارد. اگرچه بیست و پنج سال در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) و روزنامه ایران فعالیت کرده است، اما بیشتر از آنکه یک مطبوعاتی باشد، یک مقام منتسب به دولت است. برخلاف سخنان بسیاری از روزنامهنگاران، در خلال سخنانش، نه از نقش مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی میگوید و نه از واژهها و عبارات غربی حرفی میزند، و همواره سعی دارد تا براساس دین به تبیین نقش مطبوعات بپردازد. به صورت کلی مطبوعات ایران را بسیار ضعیف دانسته و آنها را زیر خط استاندارد یا به عبارت خود، صفر میداند. رویکردی انتقادی به مطبوعات دوران خاتمی داشته و به دنبال پیاده کردن تعریفی نو از فعالیت مطبوعاتی است؛ تعریفی مبتنی بر وظایف مطبوعات به صورت صادقانه و به دور از مکر و حیله؛ مسئلهای که شاید کمتر بتوان ردپایی از آن را پیدا کرد. اعتقاد ویژهای به اصول و ارزشهای انقلاب دارد وهمواره سعی میکند تا دفاع از این ارزشها را معیار و تراز مطبوعات ایران بداند. سخن از علیاکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رییسجمهور است؛ مردی که سالهاست با احمدینژاد همراه بوده و همواره او را در فعالیتهای مطبوعاتیاش یاری رسانده است. اگرچه بنا به مصاحبت با رییسجمهور ایران، اطلاعات زیادی از وی دارد اما تنها در قالب اختیارات خود سخن گفته و ما را نیز به چنین حوزهای دعوت میکند. با این حال و به طور حتم مشاور مطبوعاتی رییسجمهور ایران، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
آقای جوانفکر، چه شد که مشاور مطبوعاتی رییسجمهوری شدید؟
جوانفکر: من از سال ۸۲ به عنوان مشاور مطبوعاتی آقای دکتر احمدینژاد در شهرداری تهران مشغول شدم. این ارتباط کاری نیز تنها در حوزه رسانهها بود. در طول انتخابات ریاست جمهوری نیز همراه با ایشان بودم و سمت مشاور را برعهده داشتم تا این که بعد از انتخاب ایشان به مقام ریاستجمهوری، دوباره برای پست مشاور مطبوعاتی ایشان انتخاب شدم.
تعریف شما از رسانه چیست؟ و در ایران این رسانه باید دارای چه شاخصههایی باشد؟
جوانفکر: ببینید ما معتقدیم ملت ایران، سرآمد ملتهای جهان بوده و هست. در همه زمینهها نیز این مسئله وجود دارد که این مسئله نه از باب خودشیفتگی، بلکه کاملا مطابق با واقعیت است. واقعیت پیش روی ماست و فاکتورهای متعددی نیز وجود دارد که این مسئله را به خوبی اثبات کند. الان اراده ایرانی در اداره دنیا تاثیرگذار بوده و هست. اما نگاهی که ما به رسانه داریم این است که ما رسانههایی را میخواهیم تا در تراز ملت ایران باشد. این نگاه به مطبوعات و عرصه رسانه کشور است. هدف از تاسیس یک رسانه، انجام عملیاتی تحت عنوان خبردهی است. این عملیات یکسری شرایط و الزاماتی دارد. به همین خاطر است که میگوییم رسانه میخواهد در اطلاعرسانی، کار بشارت را انجام دهد. در این کار خبر دادن و بشارت، ما به نوعی از کار انبیاالهی تقلید میکنیم. ببینید «نبا» یعنی خبر و «وکالهالانبیاء» یعنی خبرگزاری. در واقع رسانهها کارشان اطلاعرسانی و یا خبررسانی است؛ یعنی کار پیامبر اسلام را انجام میدهند. حالا این پیامبر، امین بود؛ یعنی قبل از این که به رسالت برگزیده شوند، امانتدار بودند و وقتی که پیام الهی را آورد، چون او را انسانی صادق و درستکار میدانستند، حرف و پیامش تاثیرگذار شد. پس وقتی ما قصد وارد شدن به حیطه خبررسانی به مردم را داریم، به طور حتم باید به این اصل توجه کنیم که امانتدار، درستکار و صادق باشیم. اینها اصول ثابت در کار خبررسانی هستند و در کلیه امور اطلاعرسانی بر احترام گذاشتن به ارزشها پافشاری میکنند؛ چرا که مردم در این راه خونهای بسیاری دادهاند و به همین دلیل نسبت به این مسئله حساس هستند. طبیعی است که رسانه نیز باید به این اصول پایبند باشد. در حال حاضر ما چنین نگاه کلانی به مطبوعات داریم و در این راه مطبوعات کشورمان را آسیبشناسی میکنیم.
چرا در دوران آقای احمدینژاد، مطبوعات کشورمان رکورد قابل توجهی داشت؟ این در حالی است که در دوران آقای خاتمی با رشد چشمگیر مطبوعات مواجه بودهایم؟
جوانفکر: ما در دوران گذشته شاهد چاپ و انتشار تعداد زیادی مجله، نشریه و روزنامه در سطح کشورمان بودیم اما این تعداد فقط از لحاظ کمی زیاد بود ولی به لحاظ کیفی از سطح قابل توجهی برخوردار نبود. برای مثال فردی امتیاز پنج روزنامه را میگرفت و اگر یکی از آنها را میبستند، با چهار روزنامه دیگرش فعالیت میکرد. این فعالیتها هم صرفا توجه به مسائل سیاسی بود و نگاه حرفهای وجود نداشت؛ یعنی از رسانه به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی خودشان استفاده میکردند و با این نگاه به سمت تاسیس روزنامه میرفتند. ما وقتی از بیرون به چنین روزنامههایی نگاه میکنیم،میبینیم که این روزنامهها هیچ رشد کیفی خاصی نداشتند و تنها کمیت مطرح بوده است. به طور مثال صد روزنامه منتشر میشد که هیچ کدام از کیفیت لازم برخوردار نبود. ولی بهتر این است که تنها ده روزنامه داشته باشیم اما با کیفیت لازم برای کار رسانه. الان شما ببینید چرا ما نباید یک خبرنگار برجسته در سطح جهان داشته باشیم؟ این نشان میدهد که ما در عرصه مطبوعات به شدت ضعف داریم؛ چرا که فقط سطحی کار کردهایم و متاسفانه کسی نیست که به صورت عمیق و ریشهای فعالیت کرده باشد، این بدان معنی است که نگاهمان کاملا به صورت مقطعی بوده است. اما در جهان این گونه نیست. آنها به کار مطبوعاتی بها میدهند و برای آن ارزش قائل میشوند. این که در کشور ما روز جمعه اطلاعرسانی تعطیل است، بدین معناست که در روز جمعه اصلا خبری تولید نمیشود اما واقعیت این است که در همه جای دنیا شاهد تیراژ بالای روزنامهها در روزهای تعطیل هستیم. اینها همگی نشان میدهد که نگاه ما به مطبوعات، نگاه کارمندی است. ساعت هشت صبح میآییم و شش بعدازظهر هم صفحه را بسته و برای چاپ میفرستیم. در این فاصله یعنی از شش عصر تا هشت صبح فردا هم هیچ خبری تولید نمیشود؛ در حالی که همه جای دنیا به چاپ دوم و سوم روزنامهها میرسد. بنابراین ما رسالت رسانه را خیلی سنگینتر از این میبینیم که در دوره گذشته وجود داشت و به همین دلیل باید این مسائل را به صورت کلی آسیبشناسی کرده و برطرف کنیم.
آیا نگاه شما یک نگاه آرمانی نیست؟
جوانفکر: نه اتفاقا کاملا کاربردی است. ما الان در سطح زیر استاندارد هستیم؟ یعنی منفی است. آیا توقع بیطرفی از یک رسانه داشتن، یک نگاه آرمانی است؟ این کف کار است اما متاسفانه ما از کف هم پایینتر آمدهایم. این که کارکردها را از بیطرفی به سمت سیاسیکاری ببریم، از نتایج منفی مطبوعات است به طور مثال آقای احمدینژاد یک نامه به رییسجمهور آمریکا نوشت که جزو مسائل و خبرهای مطرح دنیا بود اما در ایران عدهای از اصحاب مطبوعات با تبانی این ماجرا را به حاشیه کشیدند مثلا سخنان امام جمعه تهران که از آن نامه به عنوان عنایت و الهام الهی یاد کرده بود را به متن آوردند؛ در حالی که اصل نامه مورد بیتوجهی این عده قرار گرفت و به حاشیه رفت. الان بحثی که مطرح شده، این است که دولت نمیتواند با رسانه تعامل داشته باشد. اینها به دنبال تخریب هستند، نه تعامل. شما با کسی تعامل برقرار میکنید که رابطه دوطرفه و متقابلی داشته باشید. دولت در حال حاضر به دنبال یک تعامل است اما یک تعامل دوستانه و دوطرفه، نه این که از روی قصد و غرض باشد.
تعریف شما از تعامل دوطرفه چیست؟ آیا نقد را مانع تعامل میدانید؟
جوانفکر: نقد باید باشد اما رسانه نباید نقد کند. وظیفه رسانه اطلاعرسانی است. او باید نقد دیگران را منعکس کند؛ البته به صورت کاملا بیطرفانه. نباید یک نوع نگاه را قبول کرده و تنها از آن منظر نقد کند. باید با توجه به همه جنبهها نقدها را گرفته و منعکس کند. برخی از رسانهها معتقدند مردم ما توان فهم ندارند و آنها این فهم را به مردم منتقل میکنند.
یعنی شما بر این اعتقاد هستید که رسانه اجازه نقد به صورت مستقیم را ندارد؟
جوانفکر: رسانه باید تحلیل کند. تحلیل هم یک اصول و ضوابطی دارد. اما بعضی از مطبوعات کشور به صورت علنی توهین میکنند. این توهین مانع تعامل است. رسانهها حق توهین به کسی را ندارند. اینهاست که به تعامل آسیب میزند. نقد با توهین فرق دارد. رسانهها باید نقدمنصفانه کنند؛ یعنی بیطرفانه نقد کنند. دولت آقای احمدینژاد اتفاقا علاقه دارد که از سوی رسانهها مورد نقد قرار گیرد و نقد را عامل پیشرفت خود میداند اما یک نقدمنصفانه و بدون قصد و غرض.
شما تا چه اندازه به چندصدایی در مطبوعات اعتقاد دارید؟ آیا بهتر نیست هر مطبوعه یک نظر خاص داشته باشد تا در نهایت آرا با یکدیگر جمع شود؟
جوانفکر: نه، یک روزنامه نباید خودش فینفسه جهتگیری خاصی داشته باشد. اگر آنطور باشد، کارکرد خوبی پیدا نمیکند و تبدیل به مطبوعه یک ارگان، یک حزب و یا یک تشکل سیاسی میشود. حالا وقتی تبدیل به رسانه یک ارگان یا حزب شد، دیگر نمیتواند پل ارتباطی میان مسئولان و مردم باشد. الان رسانهها وقتی با دید تخریب دولت میآیند، دیگر نمیتوان آنها را یک رسانه عمومی و بدون سوگیری نامید. ما نمیگوییم رسانه باید مجیزگوی دولت باشد. دولت نیازی به مجیزگویی ندارد، بلکه رسانه باید نقد منصفانه و از هرگونه نیت تخریب عاری باشد.
آیا شما به روزنامههای حزبی اعتقاد دارید؟
جوانفکر: من این منوال را قبول ندارم. اگر میخواهیم برای مردم بنویسیم، باید نقش رسانهای داشته باشیم نه نقش حزبی. چرا باید روزنامههای حزبی خرج و هزینههایش را دولت بدهد. اگر دنبال منافع حزبی خاص است، باید منافع و اسپانسرهایش را هم از همان حزب جذب کند. بیتالمال دولت و ملت، مربوط به آن رسانهای است که میخواهد در موازین مشخص شده حرکت کند.
آیا حرف آقای الهام را قبول دارید که دولت رسانه ندارد؟ آیا به اعتقاد شما احزاب و دولت در نهایت بایستی رسانه مستقل داشته باشند یا خیر؟
جوانفکر: اگر احزاب، رسانه داشته باشند مشکلی نیست ولی احزاب معمولا برای تخریب دولت میآیند و کار دیگری انجام نمیدهند. رسانه اگر میخواهد فعالیت کند، باید با همان نگاهی که خدمتتان عرض کردم حرکت کند؛ یعنی باید معیار بیطرفی را حتما رعایت کند تا بتواند فعالیت مفیدی داشته باشد اما در مورد حرف آقای الهام در مورد رسانه، باید از خودشان پرسید که تعریفشان از رسانه چیست؟ باید یک نکته را یادآوری کنم که هرکس در حیطه فعالیت خودش باید سخن بگوید. متاسفانه در ایران همه به سوالات مربوط به دیگران پاسخ میدهند که این موجب بروز مشکلات بسیاری میشود اما این که ایشان گفتند، شاید منظورشان این است که رسانهای که متعلق به دولت باشد وجود ندارد. برای مثال تنها روزنامه ایران بود که فعالیتش متوقف شد. شاید هم مراد ایشان از این که گفتند دولت رسانه ندارد، این است که آنها رسانهای نیستند که هر آنچه دولت بخواهد منعکس کنند.
مگر روزنامههای دولتی، سیاستشان را از دولت نمیگیرند؟
جوانفکر: خیر، اینطور نیست. دولت هیچگاه گرایشی نداشته که خطمشی رورنامهها را مشخص کند و دستور بدهد تا فلان روزنامه، فلان مطلب را بنویسد یا ننویسد. این کار غلطی است؛ لذا آنها چارچوب و کارکردهای خودشان را دارند و براساس آن چارچوب اقدام به چاپ میکنند و دولت هیچ خطمشی خاصی برای آنها ترسیم نمیکند.
به نظر شما، ضرورتی برای وجود روزنامه دولتی است؟ آیا چنین روزنامهای مجیزگوی دولت نخواهد بود؟
جوانفکر: اینطور نیست. دولت برای هیچ روزنامهای خطمشی و سیاست و استراتژی تعیین نمیکند. روزنامه دولتی بدین معنی نیست که دولت برای آنها تعیین تکلیف کند. این که روزنامهها از کاغذ و مرکب دولتی استفاده میکنند، دلیل این نیست که دولت به آنها خطمشی میدهد. حتی خیلی از روزنامههای خصوصی هم از امکانات دولتی استفاده میکنند اما هیچ اعمالنظری بر آنها صورت نمیگیرد اما این که بگوییم روزنامهای برای دولت بوده و در حقیقت دولت روزنامه داشته باشد، من فکر نمیکنم چیز بدی باشد اما باید چارچوب آن را مشخص کرد؛ یعنی این که اینطور نباشد که دولت در کار آن امر و نهی کند.
نظر شما درباره صدا و سیما چیست؟ آیا شما با این نظر که صدا و سیما تنها به تعریف و تمجید آقای احمدینژاد میپردازد، اعتقاد دارید؟
جوانفکر: اصلا اینگونه نیست. دولت هیچ ارتباطی با صدا و سیما ندارد. صدا و سیما سیاستهایش را خودش تعیین میکند. اتفاقا دولت در خیلی از جاها به شدت منتقد صدا و سیماست.
دولت چه انتقادات جدی از صدا و سیما دارد؟
جوانفکر: گفتن این مطلب الان درست نیست و زمان دیگری را میطلبد.
آیا شما به این مسئله اعتقاد دارید که در دولت جدید، رسانههایی همچون روزنامههای کیهان و اطلاعات یا شبکه خبر، سعی در طرفداری بیحد و حصر از دولت دارند؟
جوانفکر: نه، اصلا ما به این مسئله اعتقاد نداریم؛ چرا که اتفاقا همین روزنامه کیهان برسر ماجرای گرانی و تورم در کنار سایر مطبوعات از منتقدان جدی دولت بود؛ در حالی که دولت بر این مسئله تاکید داشت که گرانی واقعی نیست اما کیهان باز راه خود را رفت.
آیا دادن آگهیهای دولتی به برخی از روزنامهها به معنی حمایت ویژه دولت از آنان نیست؟
جوانفکر: من در این مورد نظری ندارم؛ چرا که در حوزه فعالیت من نیست و پاسخی برای آن ندارم. اجازه بدهیم هر کس در حوزه فعالیت خودش مورد سوال قرار گیرد و مطبوعات هم باید این مسئله را لحاظ کنند.
به نظر شما این درست است که هر قوه یک رسانه داشته باشد؟
جوانفکر: داشتن رسانه بد نیست. شاید قوای سهگانه به این نتیجه برسند که نیاز به تریبونی دارند تا حرفهای خودشان را به صورت مستقیم به مردم انتقال دهند اما مخاطب وقتی آن را میخواند، متوجه میشود در حال مطالعه دیدگاه خاص دولت و یا آن قوه خاص است.
آیا با تعدد چنین رسانههایی دوباره به مشکل مطرح شده در زمان خاتمی یعنی تعداد بالای مطبوعات کشور نخواهیم رسید؟
جوانفکر: چه اشکالی دارد که مطبوعات از لحاظ کمی هم بالا باشد اما مهمتر این است که سعی کنند به لحاظ کیفی به یک جایگاه خوبی برسند. برای مثال الان ده روزنامه داریم. خب بشود بیست روزنامه ولی به لحاظ کیفی، با کیفیت باشند. ما با این نکته مشکل داریم که نگاهمان به مطبوعات، نگاه کمی باشد. من با این مخالفم. الان شما نگاه کنید وقتی قرار است پروژهای افتتاح شود، مطبوعات و رسانهها از ته ماجرا وارد میشوند. به طور مثال یک سد یا یک کارخانه افتتاح میشود و آنها آنجا حاضر میشوند. در صورتی که قطعا پیش از آن در آنجا عدهای فعالیت کردهاند تا آن طرح به بهرهبرداری برسد حتی ممکن است افرادی برای ساخت این سد دچار مشکل شده و کشته شده باشند اما هرگز از آنها نامی برده نمیشود و فقط کسی که آنجا را افتتاح میکند، در رسانهها نشان داده میشود. رسانهها در طول کار کجا بودند؟ این واقعا ضعف کار است.
به عنوان مشاور مطبوعاتی رییسجمهور، علت انتخاب صفار هرندی برای پست وزارت ارشاد چه بود؟
جوانفکر: البته من نمیدانم شاخصهای ایشان چه بوده است و دخالتی هم نمیکنم؟ چرا که در آن زمان من مشاور مطبوعاتی ایشان نبودم و همانقدر که ایشان برای وزیر ارشاد، معیار و مبنا داشت برای دیگران هم اینگونه بود؛ لذا بنده هرگز دخالتی نمیکنم.
نظرتان در مورد روزنامه ایران چیست؟ آیا باید در زمان وزارت یک سردبیر، روزنامهای به دلیل ضعف سردبیری تعطیل شود؟
جوانفکر: در مورد روزنامه ایران، دادگاه حکمی را مبنی بر شروع مجدد فعالیت این روزنامه صادر کرد که قرار بود اجرا شود اما هیئت نظارت بر مطبوعات نسبت به این حکم اعتراض کرد و پرونده به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شده تا در زمان دادگاه، رای نهایی صادر شود. اما بنده به شخصه اعتقاد بر این است که باید هرچه سریعتر روزنامه ایران باز شود. روزنامه ایران و اهالی آن مراتب عذرخواهی خود را بارها اعلام کردهاند و مردم آذربایجان هم این عذرخواهی را پذیرفتهاند. به اعتقاد من اتفاقات حاشیهای که شاید ربطی هم به این موضوع نداشت موجب شد تا کار به این جا برسد.
نظر آقای احمدینژاد در اینباره چیست؟
جوانفکر: نظر ایشان را نمیدانم اما ایشان مطمئنا طرفدار و حامی مقررات، ضوابط و قوانین هستند. البته تلاش دارند تا این مشکل هرچه سریعتر حل شود.
چرا ایشان قبل از رای دادگاه، اعلام کرد که عاملان این قضیه در روزنامه ایران از سوی بیگانه هستند؟ آیا این حکم دادن قبل از تشکیل دادگاه نیست؟
جوانفکر: من چنین چیزی را از ایشان نشنیدهام و نمیتوانم در اینباره نظر بدهم.
آیا این درست بود که تنها به خاطر اشتباه یکی از بخشهای روزنامه، تمامی تحریریه روزنامه ایران تعطیل شود؟
جوانفکر: خیر، من هم قبول دارم که این کار اشتباه بوده و قدری کج سلیقگی روی داده است.
علت محدود کردن فعالیت خبرگزاریهای خارجی در ایران چیست؟
جوانفکر: چنین چیزی به هیچ وجه صحت ندارد. نمایندگان خبرگزاریهای خارجی همیشه در برنامهها حضور فعالی داشتهاند. اگر هم در برنامهای نمیآیند، شاید برای آنان مقرون به صرفه نبوده است. شاید هم اگر ایرادی از آنها گرفته شده، به این دلیل بوده است که در برنامههای خبری تنها بایستی خبرنگاران حضور داشته باشند اما آنها چند نفر اضافه آورده بودند که از ورود آنها ممانعت به عمل آورده شده است.
آیا این درست است که دلیل بیاحترامی کریستین امانپور به رییسجمهور در آمریکا،برخوردهای شما در کنفرانس مطبوعاتی ایران بوده است؟
جوانفکر: اصلا چنین چیزی صحت ندارد. در مورد خانم امانپور مشکل خاصی وجود نداشت که شما اینطور عنوان میکنید. در روز کنفرانس مطبوعاتی، خانم امانپور خواستند بدون نوبت سوال خودشان را مطرح کنند که از ضوابط جلسه و اخلاق به دور بود. بعد هم که نوبت به ایشان رسید، چون هر خبرنگار تنها حق مطرح کردن یک سوال را داشت و ایشان خواستند دو سوال بپرسند که از این کار ایشان ممانعت به عمل آورده شد. در کنفرانس مطبوعاتی آمریکا هم اتفاقی رخ نداد و ایشان بدون هیچ مشکلی سوالش را از رییسجمهور پرسید.
در زمان مدیرمسئولی آقای احمدینژاد در همشهری، عکس «ویگن» در صفحه آخر این روزنامه چاپ شد. نظر رییسجمهور در مورد این آزادیها در مطبوعات چیست؟
جوانفکر: البته ایشان در زمان صفحهبندی حضور نداشته تا ببیند چه عکسی کار شده و تنها به صورت کلی مدیرمسئول بوده است. اینگونه نبوده که صفحه به صفحه با ایشان هماهنگ شده و سپس چاپ شود. این طور هم نیست که ایشان تکذیب یا تایید کنند. آقای احمدینژاد در تصمیماتشان، منطق را ارائه میدهند و از یک منش خاصی پیروی میکنند که در مسائل مختلف نیز این مسئله ظهور پیدا کرده است. به طور مثال ایشان در بحث حضور زنان در ورزشگاه که تحت شرایط خاصی ارائه شده بود، نظر ویژهای داشتند اما با دستور مقام معظم رهبری این مسئله منتفی شد. این نشان میدهد که در فعالیتهای ایشان، یک منطق خاصی حاکم است.
از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، ممنون.
funpatogh . com
برای دانلود کلیک کنید

برچسب ها:
اندارد,
ايران,
سطح,
مطبوعات,
هستند
نوشته: admin
تاریخ: ۱۲ مهر ۱۳۹۰