CineviTech

داستان شیطان بازنشست شد

داستان جالب “شیطان بازنشست شد !”

http://DavoodOnline.Com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان بگو دوسش داری قبل از اینکه دیر شود…

    به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ،

    قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد…

    داستانی که اشکتون رو در میاره .. پیشنهاد میکنم بخوانیدش

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۸ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کتاب صوتی خاطرات سفر فروغ فرخ زاد به ایتالیا (قسمت نهم)

    نویسنده: فروغ فرخ زاد

    کتاب صوتی خاطرات سفر فروغ فرخ زاد به ایتالیا (قسمت نهم)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان برگشت محبت

    داستان کوتاه ولی آموزندهدر روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
    امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سنـگی بر گوری

    نویسنده: جلال آل احمد

    سنـگی بر گوری

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان سه قلوها(۲)

    داستان سه قلوها(۲)

    توپولف_۱۴۴
    توپولوف 144

    جت مسافربری فراصوتی شوروی که در غرب به کنکوردسکی شهرت یافته بود متهم به جاسوسی صنعتی از تولوز و فیتون شد و ساخت آن حرف و حدیث های زیادی به دنبال داشت. اما این شایعات هرگز به اثبات نرسیدند و شرکت توپولف این هواپیما را دو ماه زودتر از کنکورد ساخت بی-ای.سی و اروسپاشیال به پرواز در آورد. همچنین توپولف-۱۴۴ به ترتیب ۴-۵ ماه زودتر از رقییب فرانسوی- انگلیسی موفق شد به سرعت ۱ و ۲ ماخ دست پیدا کند. البته در ظاهر شاید شباهت هایی بین توپولف-۱۴۴ و کنکورد وجود داشت اما تفاوت هایی قابل ملاحظه ای نیز بین آنها به چشم می خورد که در ادامه چندین مورد از این تفاوت ها را بازگو می کنیم. فاصله غلاف های دوقلوی موتور کنکورد بسیار بیشتر از توپولف-۱۴۴ است تفاوت زاویه پسگرایی بال درونی و بال بیرونی توپولف-۱۴۴ بسیار قابل ملاحظه است در صورتی که بال درونی کنکورد با یک زاویه ملایم به بال بیرونی متصل است. توپولف-۱۴۴ برخلاف کنکورد دارای یک پیشبال جمع شونده می باشد که امکان مانور در سرعت پایین را به آن می داد. توپولف-۱۴۴ بسیار بزرگتر( مساحت بال ۴۱٫۵ درصد بیشتر…سنگینتر بیشینه وزن برخاست ۱۶٫۱ بیشتر ) و قدرتمند تر ( رانش برخاست ۱۸٫۹ درصد بیشتر ) از رقیب غربی اش بود. با این حال و با وجود چندین مورد طراحی دوباره و ارتقا کنکوردسکی بازهم آنچنان موفق نبود. توپولف-۱۴۴ در ۲۶ دسامبر ۱۹۷۵ خدمات دهی باربری خود را آغاز کرد و از تا ریخ ۱ نوامبر ۱۹۷۷ به طور محدود به جابه جایی مسافر پرداخت. با توجه به نتایج ضعیفی که  توپولف-۱۴۴ از خود به جای گذاشت، در ۳۰ مه ۱۹۷۸ به طور کلی از خدمت کنار گذاشته شد. در همین زمان کنکورد با غلبه بر قوانین سختگیر آمریکایی توانست پروازهای منظم خود را در غالب خطوط ارفرانس و بریتیش ارویز از ژانویه ۱۹۷۶ آغاز و در اکتبر ۲۰۰۳ به اتمام برساند. گفته می شود که توسعه آن تحت یک طرح جاسوسی صنعتی از شرکت فرانسوی آیروسپاشیال انجام گرفت که مشغول توسعه طرح کنکورد بود. پس از جنگ سرد نمونه ای از آن جهت تحقیق در مورد سرعتهای بالا به ناسا فروخته شد. این هواپیما در ۱۵ ژوئیه ۱۹۶۹ برای اولین بار دیوار صوتی را شکــــــــــست. توپولف ۱۴۴ در مجموع دو سقوط مرگبار داشته است و هیچ گاه در خارج از روســـــــیه ایرلاینی از آن استفاده نکرد. قابل ذکر است، این هواپیما در زمان بهره برداری سریع ترین پرنده بود. مهمــــــــترین سقوط این هواپیما در نمایشگاه هوایی ۱۹۷۳ پاریس بود، که تی یو_۱۴۴ اندکی بعد از بلند شـــــدن آتش گرفت و سقوط کرد. در این حادثه ۶ نفر خدمه و ۸ نفر انسان روی زمین جان باختند و ۱۵ خانه نابود شد. آخرین پرواز مسافربری این هواپیــــــما توسط ایرفلوت در ۳ ژوئیه ۱۹۷۹ انجام شد. اما تا سال ۱۹۸۴ از این هواپیما برای کارهای پســـــــــتی استفاده می شد. در این هواپیما از ۴ موتور NK-36-51 اســــــــتفاده می شد. ظرفیت توپولف ۱۴۴ کم بود و مصرف سوخت بســـیار بالایی داشت؛ به همین علت تولیدش متوقف شد. در مجموع از این هواپیما ۱۶ فروند ساخته شد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۵ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یک دقیقه سـکوت

    نویسنده: محمد یعقوبی

    یک دقیقه سـکوت

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۴ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ارزشمندترینها دیر دیده می شون

    ارزشمندترین چیزهای زندگی معمولا دیده نمیشوند ویا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند.
    پس از ۲۱ سال زندگی مشترک همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم.
    زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن استکه این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد .
    آن زن مادرم بود که ۱۹ سال پیش از این بیوه شدهبود
    ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم .
    آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم .
    مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟
    او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست.
    به او گفتم: بنظرمرسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشیم.
    او پس از کمی تاملگفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
    آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنشمیرفتم کمی عصبی بودم.
    وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود،
    موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود.
    با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد .
    وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم
    وآنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمیتوانند برای شنیدن ما وقع امشب منتظر بمانند.
    ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود .
    دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود.
    پس از اینکه نشستیم به خواندنمنوی رستوران مشغول شدم.
    هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته
    به من می نگرد، و به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران رامیخواند.
    من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.
    هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولی داشتیم،
    هیچ چیز غیرعادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم کهسینما را از دست دادیم .
    وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.
    وقتی به خانه برگشتمهمسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟
    من هم در جواب گفتم خیلیبیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.
    چند روز بعد مادر م در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
    کمی بعدپاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستمرسید.
    یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود:
    نمیدانم که آیا در آنجا خواهمبود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت.
    وتو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم .
    درآن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم
    که دوستشانداریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.
    هیچ چیز در زندگی مهمتر ازخدا و خانواده نیست.
    زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.
    این متن را برای همه کسانیکه والدینی مسن دارند بفرستید.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • کتاب صوتی انار عجیب

    نویسنده: پورنگ

    کتاب صوتی انار عجیب

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • داستان شکرگذاری از خداوند

    داستان آموزنده ” شکر گذار خدا باشیم “

    .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش