CineviTech

آموزش جنســی درازمدت چه نقشی خواهد داشت؟

آموزش جنسی درازمدت چه نقشی خواهد داشت؟ 

   ‎۱۳۸۵‎/‎۹‎/‎۱۹   

دکتر مجد

برای جلوگیری از دوری همسران:

چرا زن و مرد از یکدیگر فاصله می گیرند؟ آموزش جنسی در درازمدت، چه نقش موثری در خانواده خواهد داشت؟

 

چرا زن و مرد از یکدیگر فاصله می گیرند؟ آموزش جنسی در درازمدت، چه نقش موثری در خانواده خواهد داشت؟

پاسخ کاملاً مشخص است، نقش بسیار مهم ایفا خواهد کرد. من یک انسان بسیار وسواسی در دادن اطلاعات به مردن هستم. به عنوان یک روانپزشک و یک آدم کوچک که در کشور تدریس می کند، احساسم این است که تمامی خانواده هایی که به خاطر ارتباط جنسی اشتباه و منحرف، زندگی زناشویی‎شان تباه شده است، پس از اینکه اطلاعات صحیح گرفتند با یکدیگر روابط حسنه‎ای پیدا کردند و چراغ های خانه شان روش شده است. خوشحالم که ما فانوس دار چنین اطلاعاتی هستیم. به وضوح دیدم که چند درصد طلاق ها به خاطر مسائل جنسی و بد آموزی مسائل جنسی بود. پس از مشاوره درست، همه چیز رو به راه شد. حالا همین زن و شوهرهای جوان زندگی خوبی دارند.

زن و شوهرهای جوان باید بدانند که ارتباط جنسی بسیار مهم است، بارها دیده شده که روابط یک زن و شوهر سرد شده است و آن هم بیشتر به مسائل اجتماعی ارتباط دارد.گرفتاری های زندگی که روی دوش مرد خانواده باعث شده است که او تمرکزش را از دست بدهد و فراموش کند که همسری دارد.

اگر در ماه های اول ازدواج این سردی افزایش پیدا کند، حتماً باید زن و شوهر به یک مشاور مراجعه کنند، اما همان طور که گفتم، مهم ترین دلیل برای ارتباط بین زن و شوهر، مشکلات اجتماعی است که مرد را نسبت به زندگی اش سرد می کند.

تصور من این است که اگر دختر و پسر جوان پیش از ازدواج دوره ببینند، بهتر است.

دختران جوان باید بیاموزند که چطور با شوهرشان کنار بیایند، دوره ببینند که چطور ارتباط معمولی داشته باشند، چطور رفتار کنند، چطور با یکدیگر حرف بزنند، چطور با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

آموزش ها نشان داده که ما توانستیم تا حدی این ارتباط ها را آموزش داده و پاسخ مثبت بگیریم. شاید حجب و حیا باعث شود که زن و شوهرها از آموختن این اطلاعات خجالت بکشند و یا حتی بزرگترها،آن ها را منع کنند، اما زمانی که به آمار طلاق نگاه می اندازیم و می بینیم که بیشتر از نصف جدایی ها به خاطر ارتباط غلط جنسی است، آن وقت است که متوجه می شویم،آموزش چه نقش موثری می تواند داشته باشد و این آْموزش در درازمدت، عمر یک خانواده را افزایش می دهد، پس نباید از آموزش های جنسی فرار کنیم و خجالت بکشیم، بلکه باید به عمر و ثبات خانواده فکر کنیم. بارها مشاهده شده که زن و مرد از ارتباط با یکدیگر به ستوه آمده اند و به دنبال راه حلی می گردند.

زن تصورش این است که مرد زندگی اش از او دلسرد شده و دیگر به او فکر نمی کند و این مهم ترین عامل برای این است که زن هم از مرد زندگی اش سرد شود و دیگر به او فکر نکند، از طرفی مرد هم می بیند که زنش دیگر به مانند روزهای اوایل ازدواج به او فکر نمی کند و از او سرد شده، در حالی که دلیل اصلی این بی تفاوتی خود مرد است.

پس در ذهن مرد هم افکار اشتباهی نقش می بندد که پس از یک مدت، هر دویشان نسبت به زندگی ناامید می شوند،اما این ناامیدی را می توان با آموزش صحیح جنسی برطرف کرد. با آموزش می توان فاصله های عاطفی بین زن و مرد جوان را از بین برد، به شرط این که بخواهیم.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • وجود ۴ هزار دو جنســی در ایران

    وجود ۴ هزار دو جنسی در ایران

    اعتماد: سازمان بهزیستی کشور از این پس موظف است برای تغییر جنسیت، ۵ میلیون تومان در اختیار «ترنس جندرها» قرار دهد.

    معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد؛«امسال علاوه بر اعتبار قبلی که برای درمان افراد دچار اختلال هویت جنسی در اختیار بهزیستی بود، ردیف جدیدی برای درمان این افراد از محل اعتبارات بند ب تبصره ۱۵ قانون بودجه در اختیار بهزیستی قرار گرفت. بنابراین در مجموع ۷۰۰ میلیون تومان برای کمک هزینه درمان در اختیار سازمان قرار گرفت.»

    سیدمحمدی تعداد متقاضیان تغییر جنسیت در ایران را ۳۰۰ نفر و تعداد افرادی را که دچار اختلال هویت جنسی هستند ۴ هزار نفر تخمین زد.

    به طور میانگین هزینه هر تغییر جنسیت در ایران ۱۲ میلیون و خارج از کشور بیش از ۱۵ میلیون تومان است.

    بنابر خبر فارس، بهزیستی نیز اعلام کرده است که این کمک بنابر تقاضای استان ها ممکن است تغییر کند و به میزان اعتبار و تعداد مراجعه کنندگان بستگی دارد.

    هرچند این خبر بر آمار ۴ هزار نفری «ترنس»ها تاکید دارد، اما پیش از این آمارهایی مبنی بر وجود ۳۰- ۲۵ هزار نفری یا بیش از ۱۵۰ هزار نفر ترنس اعلام شده است.

    بیماری اختلال هویت جنسی یک بیماری ژنتیک است که عواملی چون فرهنگ و آموزش در تشدید و ایجاد عوارض آن تاثیر می گذارد. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، دو درصد از جمعیت جهان را مبتلا به این بیماری می داند. ترنس ها هویت جنسی و روانی متفاوت با بدن خود دارند. تغییر جنسیت پروسه نفسگیری است که به غیر از چندین جراحی نیاز به سال ها هورمون درمانی، روان درمانی، مشاوره و … دارد.

    این بیماران بیشترین آمار خودکشی در میان اقلیت جنسی را از آن خود کرده اند. ۴۰ تا ۶۰ درصد این بیماران بعد یا قبل از تغییر جنسیت خودکشی می کنند.

    مریم خاتون ملک آرا، در سال ۱۳۶۵ فتوای تغییر جنسیت خود را از امام خمینی(ره) گرفت و با تغییر جنسیت نام خود را به عنوان اولین تغییر جنسیت داده ایرانی ثبت کرد.

    پیگیری های مستمر او طی ۱۵ سال گذشته منجر به تغییرات نسبی در نگرش مسوولان نسبت به بیماری اختلال هویت جنسی شد. وی یکی از اعضای انجمن ملی بیماران فراجنسیتی است که نمایندگان، وزارت کشور، وزارت رفاه، نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی، وزارت کار، بسیج، کمیته امداد و قوه قضائیه از اعضای اصلی آن هستند.

    وی با اشاره به تصویب هزینه ۵ میلیون تومانی کمک درمان از سوی وزارت بهزیستی می گوید؛«پرداخت هزینه های درمانی به عهده وزارت بهداشت و درمان است که این وزارتخانه این وظیفه را به عهده نمی گیرد. با توجه به طرد این بیماران از خانواده و نیز عدم امکان اشتغال و هزینه های جانبی از قبیل مسکن و مشاوره و … ۵ میلیون تومان هیچ کمک قابل قبولی به ترنس ها نمی کند و تنها هزینه لیزر یا بخشی از جراحی های زیبایی است.»

    ملک آرا تاکید می کند که جراحی زیبایی از الزامات تغییر جنسیت است و نباید به عنوان «لوکس بودن» این هزینه را نادیده گرفت.

    او درباره کیفیت درمان و جراحی در ایران می گوید؛«با توجه به نمونه های بسیار زیادی که با آنها ارتباط دارم اعلام می کنم که درمان در ایران مطلقاً ممکن نیست چون متخصصان ایرانی فاصله باور نکردنی با تجربه های جهانی دارند.»

    عفونت و اختلال مجاری ادرار و مدفوع و خونریزی شایع ترین عوارض این جراحی در ایران است.

    ملک آرا منزل مسکونی خود در کرج را در اختیار این بیماران قرار داده است. خدمات مشاوره حقوقی، روانی، مراقبت های پزشکی دوره نقاهت و … را با هزینه شخصی ارائه می دهد.

    در حالی که اکثر بیماران و خصوصاً بیماران خاص در همه جای جهان و در ایران دارای NGOهای تخصصی خود هستند سال ها تلاش ملک آرا برای ثبت یک NGO بی نتیجه مانده است.

    وی می گوید؛«تقاضای ما بعد از سال ها در سال ۸۳ مورد تایید رئیس جمهور و وزیر اطلاعات وقت قرار گرفت و همه مراحل اداری آن طی شد، اما بعد از مدیریت جدید امور اجتماعی وزارت کشور مجدداً پرونده رد شد و هنوز نتوانسته ایم این انجمن را ثبت کنیم.»

    او به نمایندگی از جامعه چند هزار نفری بیماران ترنس و با تاکید بر فتوای حضرت امام خمینی مبنی بر لزوم درمان و حمایت از این بیماران، از رئیس جمهور و مقام معظم رهبری تقاضای کمک کرد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تـــن ‌کامه ‌سرایی در ادب پارسی (۵)

    تن ‌کامه ‌سرایی در ادب پارسی (۵)

    ماه منیر رحیمی

    در میان منابع فارسی، کار جدی تحقیقی در این باره کمتر انجام شده، اما دکتر سیروس شمیسا که کتاب شاهدبازی را نوشته و اکنون از سوی دولت ایران جزء کتاب‌های ممنوعه قلمداد شده است، و دکتر جلال خالقی مطلق، که نظراتش را در خلال چند مقاله مطرح کرده، از کوشاترین پژوهشگران در این زمینه‌ی مهم، اما تاریک‌مانده‌اند.

    خالقی مطلق در مقاله‌ای با عنوان «تن‌کامه‌سرایی در ادب فارسی»، چاپ شده در ایرانشناسی، سال هشتم، چشم‌اندازی از این موضوع به‌دست می‌دهد. او در تعریف اروس (Eros) می‌گوید: در اساطیر یونانی اروس پسر خدای جنگ و افرودیت (Aphrodite) بانو خدای عشق و زیبایی‌ست و خود او خدای عشق است. اروس به پیکر نوجوانی زیبا و بالدار تصور شده، با اندامی لخت، تاجی از گل سرخ بر سر، دارنده‌ی کمان و ترکش، خسته از زخم تیر و سوخته از آتش عشق، ولی آماده تا هر دم تیر ناپیدای عشق را به‌سوی خدایان و مردمان رها سازد.

    برابر اروس در اساطیر رومی «اَمور» است که پسر مارس خدای جنگ و ونوس ایزدبانوی عشق و زیبایی‌ست. در ادبیات فارسی بهرام یا مریخ، برابر "مارس" و ناهید یا زهره، برابر "ونوس" اند.

    دکتر خالقی می‌افزاید: امروزه از اروس، ایزد عشق، عشق، نه صرفاً عشق افلاطونی و معنوی و روحانی فهمیده می‌شود، نه صرفاً عشق جسمانی و ظاهری و مجازی، و نه صرفاً نظربازی و حس جمال، بلکه معنویت دادن به زیبایی تن و خواهش تن است؛ عشقی‌ست آمیخته با هم‌آغوشی و هم‌خوابگی و زیباشناسی. که خالقی مطلق در مجموع آن را به «تن‌کامه‌گی» یاد کرده است.

    اما در ادب فارسی بحثی از اروس نیست؛ آنچه عمدتاً دیده می‌شود، الفیه و شلفیه است که به‌نوعی با پورنوگرافی (pornography) مرادف دانسته می‌شود. خالقی در این باب می‌گوید: الفیه و شلفیه یعنی صرف توصیف و نمایش عمل جنسی که در گذشته برای طبقه‌ی اشراف تهیه، و پنهانی در گردش بود، در سربسته‌ترین جوامع نیز نفوذ خود را داشت. خالقی در تفاوت این دو می‌گوید: در حالیکه برای پیدایش تن‌کامه‌پردازی در ادبیات و هنر باید در جامعه در مناسبات مردم رویه‌ی آسان‌گیری و روش سازگاری و اخلاق مدارا (tolerance) رواج یافته باشد که خود بدون پیشرفت نسبی آزادی زنان، که منجر به آزادی معاشرت زن و مرد گردد، میسر نیست.

    دکتر خالقی مطلق درمقاله‌ی خود تحول شعر اروتیک را در ادب کلاسیک فارسی بررسی کرده، نمونه‌هایی نیز از انواع شعر فارسی در این مورد به‌دست می‌دهد. وی معتقد است در منظومه‌های عشقی زیباترین توصیف‌های تن‌کامه‌گی را در ویس و رامین می‌یابیم؛ دیگر ما زنی با این جوش و کوش عشق که در ویس است، در منظومه‌های عشقی فارسی نمی‌بینیم. زن در دیگر منظومه‌های عشقی ما چون الماسی‌ست درخشنده، ولی سرد و بی‌جنبش؛ فرشته‌ای‌ست زیبا، ولی در رگ‌های او به‌جای خون، برف جاری‌ست. بی‌گمان در میان این زنان، شیرین نظامی استثناست، هرچند در مقایسه با ویس، زنی پرده‌نشین است. ولی این صفت، بدان کیفیتی که نظامی در شیرین آفریده است، یک عفت تحمیلی نیست، بلکه میوه‌ی سرشت غرورآمیز شیرین است. خالقی ادامه می‌دهد: نظامی در هفت‌پیکر نیز، شیرین‌هایی در قالب‌های کوچکتری آفریده است که مهم‌ترین آنها فتنه است. ولی در کنار آنها زنانی نیز، که خداوند آنها را مثل هندوانه برای تمتع مرد آفریده، کم نیستند؛ یعنی نمونه‌هایی از زن مستوره‌ی محجوبه‌. در هرحال نظامی مانند گرگانی، استاد توصیف‌های تن‌کامه‌گی‌ست.

    دکتر خالقی می‌گوید: اما باز کنش تنها از سوی مرد است و از سوی زن واکنش. در حالیکه درست این دو سویه‌ی کوشنده‌گی درکار عشق است که در هنر تن‌کامه‌سرایی عنصری تهییج‌زاست.

    در شعر فارسی نسبت‌دادن عشقبازی نه تنها به جانوران که امری طبیعی‌ست، بلکه به گیاهان و حتا عناصر بیجان طبیعت، مثال‌های فراوان دارد. مثلاً فردوسی "روز و شب" را فراوان به مرد و زنی مانند کرده است که میان آنها رابطه‌ی عشقی و جنسی‌ست.

    در میان عناصر طبیعت به‌ویژه "نسیم" در شعر فارسی جای ویژه دارد و غالباً نماد جوانی زنباره و هوسران است که دمی از کامجویی آرام ندارد. از میان صدها بیت که در شعر فارسی بر سر این توصیف سروده شده‌اند، به بندی از مسمط بهاریه‌ی قاآنی بسنده می‌کنیم:
    نرمک نرمک نسیم زیر گلان می‌خزد / غبغب این می‌مکد، عارض آن می‌مزد / گیسوی این می‌کشد، گردن آن می‌گزد / گه به چمن می‌چمد، گه به سمن می‌وزد / گاه به شاخ درخت، گه به لب جویبار

    پس از گرگانی و نظامی بسیاری از سرایند‌گان منظومه‌های عشقی به توصیف‌های تن‌کامه‌گی پرداخته‌اند، ولی کارشان چنگی به دل نمی‌زند؛ خالقی مطلق می‌گوید. برای مثال کار گل و نوروز کار خواجوی کرمانی، که در آن شاهزاده‌ی نوروز می‌رود که با گل عشقبازی کند، ولی با دیدن او بیهوش نقش بر زمین می‌گردد.

    پس از نظامی در میان منظومه‌های عشقی تنها فرهادنامه، اثر عارف اردبیلی، از این بابت در یک مورد مستثناست. از مقاله‌ی خالقی مطلق نقل می‌کنم: به عقیده‌ی عارف اردبیلی در خسرو و شیرین نظامی، خسرو و فرهاد بیشتر زن‌اند تا مرد و شیرین او بیشتر مرد است تا زن. عارف بر خسرو نظامی ایراد می‌گیرد که این چه مردی‌ست که در هنگامیکه او شیرین را لخت در چشمه می‌بینید به‌جای آنکه چستی کند، سستی می‌کند. ولی حقیقت کار این بوده که چون کاری از دست خسرو ساخته نبوده، فرهاد به‌جای او تلافی کرده است. به گمان شاعر زنان شوخ و شنگ در پی الفیه و شلفیه‌اند و اگر لازم باشد از خود شبی ده‌بار دوشیزه می‌سازند. اما خالقی مطلق می‌گوید: پیداست که از شاعری تا این اندازه گرفتار تن‌شیفته‌گی با چنان نظری سخیف درباره‌ی زن و عقیده‌ی سبک درباره‌ی داستان عاشقانه، که لطف آن را صرفاً در شرح عمل جنسی می‌بیند، نه داستانی همتا و هم‌عرض خسرو و شیرین برمی‌آید، و نه داستانی همسنگ و هم‌چند ویس و رامین ساخته است.

    دکتر خالقی مطلق می‌نویسد: از میان داستان‌های کلاسیک ادب فارسی، چه حماسی و چه عشقی، در آن دسته که به اصلی کهن برمی‌گردند، زنان چه در نقش مادر چه در نقش همسر و چه در نقش معشوق، خواه باوفا و فداکار و خواه بی‌وفا و خیانت‌کار، همه در یک صفت شریک‌اند و آن برخورداری از خودآگاهی و کوشایی‌ست. برعکس در آن دسته داستان‌ها که اصل کهن ندارند و بیشتر ساخته‌ی تخیل داستانسراست، زنان بی‌اراده و فقط وسیله‌ی ارضای هوس جنسی مردان‌اند. این نظر نه تنها درباره‌ی منظومه‌ها، بلکه درباره‌ی منثور‌ها نیز درست است. وی در این باب مثالی از داراب‌نامه‌ی طرسوسی می‌آورد.

    به گفته‌ی خالقی مطلق، یکی از منظومه‌های عشقی در ادب فارسی داستان پدومات از ملاعبدالشکور بزمی‌ست که به سال ۱۰۲۸ هجری سروده شده. به باور خالقی مطلق در این داستان نکته آنکه: دختر برای آنکه آتش عشق و شهوت شوهر را تیز کند، نخست خود را پنهان می‌کند. و نکته‌ی نوی دیگر نازکردن دختر است که تا شوهر ناز او را نمی‌کشد، تن بدو نمی‌سپارد.

    خالقی می‌گوید: در منظومه‌های عاشقی، از این چند نمونه که بگذریم، دیگر به توصیف‌های تن‌کامه‌گی قابل توجهی برنمی‌خوریم تا می‌رسیم به روزگار ما، به زهره و منوچهر، سروده‌ی ایرج میرزا.

    اما در قصاید؛ جلال خالقی مطلق می‌گوید: بیشتر قصاید فارسی آغازی غزل‌گونه دارند. وی مثالی می‌آورد از قطران تبریزی که دلدار خود را آراسته و به‌سراغ شاعر رفته، ولی میان شاعر و او هیچ اتفاقی نمی‌افتد، مگر گله‌ی شاعر از بی‌وفایی یار. بسیاری از قصاید امیر معزی دارای آغازه‌هایی هستند در توصیف عشق، ولی مایه‌ی تن‌کامه‌گی آنها اندک است و دلدار نیز در بیشتر آنها پسر است.

    در دیوان خاقانی بیت‌های بسیاری در شرح گازگرفتن اعضای تن دلدار است؛ و هم اشعاری در هزل. ولی توصیف‌های تن‌کامه‌گی در دیوان او یافت نمی‌شود، مگر بیت‌هایی تک و توک.

    شاعری داریم به‌نام ابولمحامد محمود متخلف به جوهری زرگر که در سده‌ی پنجم هجری می‌زیسته. از دیوان این شاعر تنها اشعاری چند در تذکره‌ها و جنگ‌ها برجا مانده و از جمله یکی هم، که اگرچه توصیف‌های تن‌کامه‌گی در آن مایه‌ی چندانی ندارد، شاعر آن را بدون آلودن به الفاظ رکیک خوب به پایان رسانده.

    جلال خالقی مطلق در بخشی دیگر از این مقاله می‌گوید: آنچه درباره‌ی قصیده گفتیم درباره‌ی غزل نیز درست است، چون در غزل نیز می‌توان نمونه‌های چندی نشان داد که شاعر توصیفی تن‌کامه را آغاز کرده، ولی به انجام نرسانده. او مثالی از منوچهری می‌آورد.
    و مثالی هم از عثمان مختاری می‌آورد که به اعتقاد جلال مطلق همچنان مطلب ناتمام است. او می‌گوید: گویا شاعر پنداشته است که اگر بیش از این اندازه به توصیف خود ادامه دهد، باید به شرح جزئیات عمل جنسی بپردازد.

    به همین‌گونه، وی مثالی هم از عبدالواسع جبلی می‌آورد.

    و حافظ… جلال خالقی مطلق می‌گوید: حافظ نیز غزلی مشابه دارد که آن را بسیار زیبا آغاز کرده، ولی پس از سه بیت موضوع را عوض کرده است:
    زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

    نرگس‌اش عربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان / نیمه‌شب دوش به بالین من آمد بنشست

    سر فراگوش من آورد و به آواز حزین / گفت کای عاشق دیرینه‌ی من خوابت هست؟

    غزل سعدی هم کوتاه هست و مایه‌ی تن‌کامه‌گی آن اندک. ولی مطلب ناتمام نیست و بهویژه بیت دوم آن شاهکار صنعت تشبیه در توصیف‌های تن‌کامه‌گی‌ست:
    امشب مگر به وقت نمی‌خواند این خروس / عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس

    خالقی مطلق غزلی هم از حبیب خراسانی می‌آورد که به باور او با غزل سعدی پهلو می‌زند.

    استاد در قسمت دیگری از مقاله‌ی خود می‌گوید: ولی شاهکار توصیف‌های تن‌کامه‌گی در غزل، این غزل از بانو سیمین بهبهانی‌ست:
    شبی هم‌رهت گذر، به‌طرف چمن کنم / ز تن جامه برکنم، ز گل پیرهن کنم

    بستن این بخش بدون اشاره‌ای به شعر فروغ فرخزاد روا نیست. خالقی مطلق پس از این می‌گوید: اگر اشعار نخستین فروغ اعتراض برخی از مردان را برانگیخت، نه از اینرو بود که زنی ادعای شاعری داشت، چرا که ادبیات ما زنان شاعر کم نداشت، بلکه از اینرو بود که زنی بی‌پرده از احساسات جنسی یک زن سخن می‌گفت. البته نمی‌توان گفت که تنها به‌علت این شجاعت، اشعار او هنرمندانه است، ولی این شجاعت، که از نگاه کسانی جسارت به‌شمار می‌آمد، بند استعدادهای زنان ایران را گسست. خالقی مطلق نمونه‌ای می‌آورد از دومین مجموعه‌ی فروغ، به‌نام دیوار؛ قطعه‌ای با عنوان «آب‌تنی»:
    لخت شدم تا در آن هوای دل‌انگیز / پیکر خود را به آب چشمه بشویم

    وسوسه می‌ریخت بر دلم شب خاموش / تا غم دل را به گوش چشمه بگویم

    در بخش چهارم این مقاله، خالقی مطلق از رباعی یاد می‌کند. می‌گوید: در رباعی نیز غالباً موضوع تن‌کامه‌گی از همان توصیف اعضای چهره و به‌ندرت پستان و میان، بیرون نمی‌رود و اگر برود، فوراً به هزل می‌انجامد. و مثالی در این باب از کمال‌الدین اصفهانی می‌آورد.
    با اینهمه، در میان رباعی‌های فارسی نمونه‌های جالبی نیز با توصیف تن‌کامه‌گی یافت می‌شود؛ از جمله در آثار خاقانی.

    خالقی مطلق همچنین از جمال‌الدین اصفهانی و فرزند او، کمال‌الدین یاد می‌کند و همینطور از ابولفرج رونی.

    در بخش رباعی، خالقی مطلق از مفهوم نارسیسم (narcissism) هم یاد کرده و معادل آن را «عشق نرگیس» خوانده یا «خوددلباخته‌گی» (autoerotik) و مثالی از سعدی برای آن آورده است.

    همچنان در بخش رباعی، یک رباعی از عثمان مختاری نقل کرده که می‌گوید، جزو نمونه‌های اندکی‌ست که در آن زن شوهردار موضوع توصیف تن‌کامه‌گی‌ست.

    یک رباعی هم از مهستی آورده که به شوهرش، پسر خطیبه گنجه خطاب کرده است. او می‌گوید در برخی از این اشعار می‌توان چنین حدس زد که شاعر نفر سومی بوده که در این همخوابگی شرکت داشته.

    خالقی مطلق با اشاره‌ای رد می‌شود از موضوع بیت‌های رودکی و موضوع رباعی مهستی؛ یعنی همخوابگی یک زن با دو مرد. و گذرا یاد می‌کند از مثالی در داراب‌نامه؛ یعنی همخوابگی دو زن با یک مرد.

    خالقی مطلق در پایان مقاله‌اش از شعری محلی یاد می‌کند در وصف سرین یار سروده شده و می‌گوید آن را به اقلیدس، هندسه‌دان یونانی که در سده‌ی سوم پیش از میلاد می‌زیسته، نسبت می‌دهند که گفته بود: زیباترین خط هندسی، خط سرین زن است.

    گرایش به همجنس نیز، به نظر دکتر سیروس شمیسا، در آغاز ادب پارسی مسلط بوده. و استعاره‌های مردانه مانند "تیر نگاه" و "کمان ابرو" و "کمند زلف یار" نشانگر این است که معشوق ادیب مرد، مرد است. بعدها نیز معشوق مرد هرگز از ادب فارسی ره برنبسته، اما مخاطب غالب عشق در این ادب، زن بوده.

    بر اروتیسم، یا تنکامهسرایی در ادبیات، بویژه در ادب کهن پارسی، نگاهی گذرا انداختیم. اکنون می‌رسیم به چه‌گونگی تصویرشدن میل جنسی در داستان‌های امروزی فارسی.

    اروتیسم را از جمله در آثار رضا قاسمی می‌توان دید؛ نویسنده‌ی ایرانی مقیم فرانسه که در هر دو عرصه‌ی موسیقی و رمان کار کرده و توجه خاصی به مسأله‌ی اروتیسم دارد. چاه بابل از رمانهای بنام او، گواهی برای توجه است.

    در «دوات» سایت اینترنتی رضا قاسمی به‌کرات با عبارت "تصویر ژنتیک" روبه‌رو می‌شویم. وی خود در اینباره می‌گوید: آدمی در طول حیاتش فوقش ده‌تا حرکت داره که این‌ها، مثل یک ژن تمام خصوصیات فردی این آدم را در خودش حفظ کرده. مثلاً من خودم هروقت به مادرم فکر می‌کنم، همیشه مادرم رو با شتاب در حال رفت‌وآمد برای یا شستن ظرف یا انداختن سفر می‌بینیم، یعنی در حال حرکت. خاطره‌ی نشسته از این مادر ندارم و فکر می‌کنم همین، تصویر ژنتیکی مادر من است؛ مادری که یک عمر فقط معنای زندگی‌اش را در فداکردن زندگی‌اش پیدا کرده بود. و این خیلی دردناک است. این تصویر خیلی گویاست. من وقتی به پرسوناژ رمان‌هام فکر می‌کنم، از طریق تصویرهای ژنتیکی‌ نگاه می‌کنم. می‌بینم هر پرسوناژ مثلاً دوتا، سه‌تا، چهارتا تصویر ژنتیکی دارد و کار من به‌عنوان نویسنده این است که این تصویرها را بیاورم و به اصطلاح ظاهرشان کنم، مثل فیلم عکاسی، اینها را باز بکنم. در طول رمان کار من این است.

    یعنی کاراکتر اصلی را از آنجا می‌گیرید؟
    آره. اینجوری هست. یعنی کاراکتر… اصلاً معتقدم که اگر یک کاراکتر را آدم با چیزی غیر از تصویر ژنتیکی‌اش بخواهد بیان بکند، کار مهمی نکرده.

    می‌توانم بپرسم تصویر ژنتیکیای که برای واژه‌ی "سکس" در ذهنتان هست چیست؟
    ببینید، شما الان از من تصویر ژنتیکی برای یک واژه می‌خواهید…

    یا مفهوم …
    من به این فکر نکردم. ولی می‌توانم جوابت را طور دیگری بدهم که به آن حرفمان هم ادامه داده باشیم. ببین: من متوجه شدم که بعضی از کاراکترها، ممکن است که اصلاً این تصویرهای ژنتیکی‌شان را در لحظه‌های عشقبازی نشان بدهند. یک زوجی را در نظر بگیر؛ در پایان یک رابطه هستند؛ حالا این یکی از مثلاً آخرین عشقبازی‌هایشان هست: برهنه هستند، مرد نشسته لبه‌ی تختخواب. بعد زن می‌آید به‌طرفش. مرد دلش می‌خواهد او را از پشت بغل کند، همانطوری که نشسته. بعد وقتی از زن می‌خواهد برگردد، او یکهو با یک ژستی برمی‌گردد، یک طوری، مثلاً کج می‌کند کمرش را و می‌ایستد، که این می‌شود تصویر ژنتیکی او؛ یعنی تمام دلخوری‌هایش، تمام مطالبه‌های پرداخت‌نشده‌اش از این مرد را در این حرکت بیان می‌کند. این تصویر، ممکن است تصویری باشد که تو هیچوقت درهیچ حالتی از همین آدم ندیده باشی.

    اینهاست، این چیزهاست که باعث می‌شود من به خودم اجازه ندهم که اصلاً مانع تجلی اروتیسم در کارم بشوم؛ حتا اگر به قیمت این باشه که این کار غیر قابل چاپ باشه در ایران.

    این بخش از برنامه‌ی "جنسیت و جامعه" را که در باره‌ی اروس در ادبیات فارسی بود، شاید بتوان چنین چکیده کرد که تمایل جنسی، چه به همجنس و چه به جنس مخالف، خاصه در ادبیات کهن فارسی، بیشتر به زبان یا در پرده‌ی عشق آمده است. یعنی آن خصلتی که در فرهنگ و ادبیات همسایه، عرب، کمتر دیده می‌شود. این البته موضوع برنامه‌ی بعدی ماست.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۸ تیر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • شـوهر مورد علاقه یک دختـر در سنین متفاوت !

    دختر ۱۸ ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه

    دختر ۲۲ ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او باید شوخ طبع، ورزشکار، شیک پوش، رمانتیک و شـنونده خوبی باشد. بله خصوصیات و صفات آن مرد بسیار طولانی است. دخـتر مـردی را میخواهد که او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدایا و دادن وعده عشق ابدی و جاویدان تـبدیل به الهه گرداند.

     

    دختر ۳۲ ساله : کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه

    دختر ۴۲ ساله : تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید )یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه

    دختر ۵۲ ساله : او فقط می خواهد… هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته

    دختر ۷۲ ساله : تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۱ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • الگوهای رفتاری جوانان چه کسانی هستند؟

    الگوهای رفتاری جوانان چه کسانی هستند؟

    چرا همیشه با یک سئوال شروع می شود؟ چرا باید همیشه یکی خلاقیت داشته الگو شود و دیگران پیروی کنند؟ یک الگوی رفتاری….
        و شما فکر می کنید تا کی باید این الگو برداری ادامه پیدا کند؟ امروزه دسترسی به الگوهای رفتاری با توجه به استفاده مستمر از فن آوری و اطلاعات به روز به خصوص در کلان شهرها نحوه گویش، راه رفتن حتی شیوه غذا خوردن افراد و …برای جوانان فراوان است. فکر می کنید نسل قبل از ما چه الگوهایی داشته اند و اصولا معیاری برای انتخاب الگو وجود دارد؟ این طور به نظر می رسد که شخصیت ها و گروههای مرجع این نسل مورد بررسی قرار نمی گیرد تا خوب و بد این گروه تعریف شده و یا مورد تاکید و توجه بیشتر واقع شود. اگر آن زمان مهران مدیری به ساختار شکنی زبان مقدس فارسی می پرداخت و در کوچه و بازار مرسوم می شد به جای دست و پا چلفتی بگویند چلمنگ و یا از فعل "در و کردن" استفاده کنند، جامعه آنروز می توانست پذیرا باشد؟ آیا مردم با موسیقی پاپ آشنایی داشتند که سروش صحت بتواند متن سریالش را بر اساس به چالش انداختن خواننده های نو پدید بنویسد؟
        
         از آنجا که جوانان نوعا افرادی هستند که مبادرت به رفتار عجیب و قریب و به دور از عرف می کنند و قدرت ریسک آنان بالاست در نتیجه ترجیح می دهند برای تخلیه نیروهای درونی و واکنش های پر تحرک در حوزه های مختلف فعالیت داشته باشند و این فعالیت ها را در غالب گروه ها و هیئت های مختلف برنامه ریزی می کنند. گروه های مرجع این قشر می تواند از بین اساتید، ورزشکاران، اندیشمندان، هیئت های مذهبی، هنرمندان و … انتخاب شود.
        بد نیست بدانید در بررسی اخیر معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان تمایل جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله ۳/۷۸ درصد از آنان گروه دانشجویان را انتخاب کردند.
        
        اگر به تمایلات جوانان ایرانی عمیق تر نگاه کنیم می بینیم الگوی انتخابی متعلق به غرب و هنرپیشه ها و خواننده های آن دیار است و امروزه کمتر جوانی خود را بی نیاز از الگو برداری می داند که البته انتخاب الگو و شیوه تقلید جوانان مبتنی بر محل زندگی، شرایط مالی، فرهنگ خانوادگی و … بوده و متغیر است. در شهرهای توسعه یافته سلایق جوانان از محله های بالای شهر گرفته تا پایین شهر بنا بر فرهنگ و جو زندگی، بر حسب شرایط اقتصادی از رشته های ورزشی مورد علاقه گرفته تا نحوه پوشش و آرایش مو اختلافات فاحشی وجود دارد. از ورزشکاران گرفته تا فلان خواننده هالیوودی…
        
         بدیهی است این اختلافات ناشی از کیفیت و کمیت آموزش خانواده ها است و مهم نیست الگوها و مراجع چه کسانی و از چه قشری باشند مهم خواسته های معقول و منطقی جوانان این سرزمین است اعم از مسائل اشتغال، تمایلات معنوی ، هنری و علمی که به ترتیب اولویت پیدا می کنند. چیزی که بیشتر به چشم می آید این است که حوزه همه آرمانها اجتماعی است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۲ خرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش