سانسور، کلا چیز بدی می باشد!
این از آن افسانههایی است که در ۲۰ سال اخیر و پس از موفقیتهای سینمای ایران در عرصه جهانی ساخته شد؛ کاربرد آن معمولأ در خارج از کشور و منشأ آن هم منابع رسمی است. بهخصوص بنیاد فارابی. مثل همان اصطلاح «دیکتاتورهای دلسوز» که عبدالله اسفندیاری بر زمینه موضوع سانسور و ارتباط سانسورچی و سینماگر ساخت.
نوشته شده توسط همکلاسی
cellspacing="3" >
فایل
کیلو بایت
src="http://hamkelasy.com/components/com_hamticle/templates/pdf_icon_small.gif"/>
کلمات کلیدی :
سیستم شبکه های عصبی، خرج ویژه بهینه، آنالیز حساسیت، تاثیر مقاومت نسبی، روش میدان کسینوسی، طراحی فاکتوریل شکست
امروز در تاریخ ( ۲۱ بهمن ۸۵ )
امروز ، شنبه بیست و یکم بهمن ماه ۱۳۸۵ هجری شمسی ، برابراست با بیست و یکم محرم الحرام ۱۴۲۸ هجری قمری و دهم فوریه ۲۰۰۷ میلادی . رویدادهای مهمی که در طول تاریخ ، درچنین روزی ، بوقوع پیوسته از این قرارند:درگذشت حافظ اصفهانی قرآن مجید
۹۹۸ سال پیش درچنین روزی در سا ل ۴۳۰ هجری قمری ، « ابو نعیم اصفهانی » حافظ قرآن مجید و محدث برجسته در اصفهان در گذشت . اودر کودکی آموزش علوم قرآنی را آغازکرد سپس به گرد آوری حدیث پرداخت و از چهار صدو سی تن از علمای حدیث اجازه روایت گرفت .از آثار متعدد ابو نعیم اصفهانی که برخی از آنها در نوع خود کم نظیرند به « دلائل نبوّة، معرفَةُ الصَّحابه ، ذِکر اخبار اصفهان و معروفترین آنها حلیة الَاَولیاء» را می توان اشاره کرد ***حمله هلاکوخان به بغداد و قتل آخرین خلیفه عباسی
۷۴۹ سال پیش درچنین روزی در سال ۱۲۵۸ میلادی، سپاهیان هلاکو خان نوه چنگیز و ایلخان مغول ایران بغداد را تصرف و المستعصم ــ اخرین خلیفه عباسی را در نمد پیچیدند و کشتند و ۱۷ روز طول کشید تا بغدادیان را قتل عام و این شهر را ویران ساختند. علت نمد مال کردن خلیفه این بود که شنیده بودند قتل یک مقام مذهبی با دست ، باعث خشم خدا می شود. در آن زمان ، هنوز مغولان مستقر در ایران پیرو آیین نیاکان خود بودند. بغداد هنگام تصرف به دست مغولان بیش از چهارصد هزار تن جمعیت داشت که بیشتر آنان به دست مغولان کشته شدند. آمارهای مختلف ــ از ۸۰ تا ۳۰۰ هزار تن ــ درباره شمار مقتولان بغداد داده شده است. هلاکو دوسال پیش از تصرف بغداد ، ایلخانی خود را بر مناطق متصرفه در ایران که سهم او از فتوحات پدر بزرگش شده بود مستقر ساخته بود ولی امور اداری و کشور داری را از دست ایرانیان خارج نساخته بود. طبق بعضی روایات ، نزدیکان ایرانی هلاکو که از عربان و آسیبی که ایرانیان ازدو قرن حکومت آنان بر وطنشان دیده بودند دلخور بودند او را به بر انداختن بساط عباسیان تشویق کرده بودند؛ گرچه در آن زمان اقتدار خلیفه عباسی محدود به شهر بغداد بود. ***
بم چهره در غم دارد
آهسته و تکیده، بدون هیچ سخنی در کوچه پس کوچه های ارگ قدیم راه می رفت و همچنان که قطرات اشک از گونه هایش سرازیر بود به فکر گذشته تلخ و شیرین همراه با خانواده که گویی به یکباره به اتمام رسیده است، می افتد: اما حالا آن تلخ و شیرین ها به تلی از خاک تبدیل شده که شاید امیدی نتوان از آن به دست آورد.
دوست داشتن هایش را چگونه ابراز کند. این همان شهری است که با غم دل و هنر دست، یادگاری پدرانمان بود و کاروانسرای جاده ابریشم. "بم" امروز چهره در غم فرو برده است و هیچ دل نگرانی را نمی توان در آن نیافت. سرما و باران، بوی خاک مرگ و سوختن دلهای مضطرب را چگونه باید حس کرد. کودکان ضجه می زنند و بزرگان دادخواهی می کنند. دیوارها فرو می ریزند. ماشین های مکانیکی خاکهای تله شده را کنار می زنند و همزمان، دستها بیرون می آیند.
صدای شیون همه جای بم را فرا گرفته است. شهری که تا چند روز قبل زندگی می کرد، امروز زندگی مجدد را در سر می پروراند. شهرستان بم در سرمای رخوت و پریشانی فرو رفته است.
کوچه دیگری را می بینیم و خانه هایی که همگی یک جورند، از مجموعه خانواده بمی، کودکان پریشان را می یابیم که در عین گریه، مات و مبهوت به آینده می نگرند .
کودکان بمی با چهره ای خاک آلوده، هم اکنون در میان آوارهای این شهر زلزله زده، خرابه ها را برای یافتن پدران و مادران خود می کاوند.
دود شهر بم که از نخلهای آن به هوا برخاسته بود، شاید هم اکنون از بین رفته باشد، اما " سوز" دل بم هیچ گاه از این شهر رخت برنخواهد بست، می توان با دست یاری هموطنانمان ، حداقل در کاهش این سوز، کمک رسان بود. مجروحان بم به دنبال تیمارگاهی هستند که دستی تیمارگر، گرمای خود را به آنها هدیه کند.
بم، امروز بدون برق و آب، دیدگان خود را به دستان نوعدوست ما سپرده است، زیرا گذر زمان، عمق فاجعه طبیعی را در چشمان بی قرار به نظاره نشسته و ابعاد آن را بار دیگر به رخ می کشاند.
کویرمرکز کشورمان سوز و سرمای فصل رخوت را به سمت و سوی بم کشانیده است تا شاید، فصل زندگانی دوباره به این شهر بازگردد و سرود غم در بم به اتمام برسد.
بم چهره در غم دارد
اسکار؛ دیو یا دلبر؟!

از جوایز اسکار بهعنوان با ارزشترین جوایز سینمایی در داخل آمریکا اسم میبرند و معمولاً گفته میشود هر هنرمندی که موفق به دریافت این جایزه شود، با یکسری شرایط خوب کاری روبهرو خواهد شد.
اما آیا واقعاً دریافت جایزه اسکار به معنی موفقیت دوجانبه است، یا اینکه تأثیر چندانی در وضعیت هنری و کارنامه سینمایی دریافتکنندگان خود نخواهد داشت؟ این پرسشی است که مدتی است در محافل هنری آمریکا و کانادا (و حتی انگلیس) مطرح شده است. همه برای آن یک جواب مشخص میخواهند و هر کسی هم بنابر تفکر و نگرش خود به آن پاسخ میدهد.
مهران مدیری کارمند وزارت اطلاعات است
یکی از مدیران شبکههای سلطنتطلب لسآنجلسی نسبت به یک کلیپ طنز که توسط مهران مدیری ساخته شده، واکنش نشان داد.
به گزارش مشرق به نقل از شبکه ایران، چند روز پیش، کلیپی در اینترنت و سایتهای اشتراکگذاری فیلم منتشر شد که در آن، جمعی از طنزپردازان ایرانی به هجو برنامههای شبکههای ماهوارهای ضدانقلاب میپرداختند و اظهارنظرهای عجیب و بامزه آنان را دستمایه تهیه یک برنامه کمدی قرار داده بودند.
امروزدرتاریخ(۲فروردین۸۶)
امروز ، دوم فروردین ماه ۱۳۸۶ هجری شمسی ، برابراست با ۲ ربیع الاول ۱۴۲۸ هجری قمری و ۲۲ مارس ۲۰۰۷ میلادی . رویدادهای مهمی که در طول تاریخ ، درچنین روزی ، بوقوع پیوسته از این قرارند: ***درگذشت کنستانتین امپراتور مقتدر قلمرو روم
۱۶۷۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۳۳۷ میلادی ، کنستانتین امپراتور مقتدر همه قلمرو روم میلادی درگذشت.پاره ای از اسناد ، تاریخ مرگ او را ۲۲ ماه مه این سال نوشته اند که با تطبیق تقویمها این روز درست تر است. کنستانتین امپراتور روم دهم آوریل سال۳۳۶ میلادی به بهانه شرکت در مراسم سی امین سال حکومت خود ، آتش بس دوهفته ای با ارتش ایران را که ۲۲ روز طول کشیده بود ، به صورت نا محدود تمدید کرد و بعدا از ادامه جنگ چشم پوشید . اما جنگ دو امپراتوری که سال بعد از سر گرفته شد ، ۲۶ سال متناوبا طول کشید . مورخان نوشته اند که اگر ایران در آن زمان دارای رئیس کشور بود ، کار روم همان زمان پایان یافته بود . شاه ایران در آن زمان یک کودک بود که در سال ۳۱۰ میلادی ۱۷ ساله شد و به نام شاپور دوم ( ذوالاکتاف ) خود زمام امور را به دست گرفت و بعدا دوبار رومیان را شکست سخت داد. از کارهای مهم کنستانینن دستور ساختن شهر بزرگی در کنار تنگه بسفور در محل مهاجر نشین قدیمی یونانیان به نام بیزانتیوم است که به نام وی کنستانتینوپل نامیده شد که از سال ۱۴۵۳ پس از تصرف آن به دست ترکان عثمانی به اسلامبول ( شهر اسلام ) تغییر نام داده شد که اینک به همان گونه که تلفظ می شود « استانبول » نوشته می شود. کنستانتین ۱۱ مه سال ۳۳۰ میلادی دستور ساختن کنستانتینوپل ( قسطنطنیه ) را صادر کرد تا پایتخت شرقی روم و نزدیک به ایران باشد ؛ زیرا با روی کار آمدن ساسانیان و احیای ناسیونالیسم سازش ناپذیر ایرانی راهی جز این ، برای امپراتوری روم باقی نمانده بود. از دیگر کارهای مهم کنستانتین که تا به امروز باقی مانده و رعایت می شود ، تعطیل روز یکشنبه است . وی ۳ ژوئیه سال ۳۲۱ اعلام کرد که از آن پس یکشنبه ها در سراسر قلمرو روم تعطیل عمومی و اجباری خواهد بود و روز استراحت است. کنستانتین که پس از پیروزی بر رقیبان داخلی، ۲۸ اکتبر سال ۳۱۲ میلادی خود را امپراتور همه روم اعلام داشت تاکید کرد که مسیحیت را تحمل می کند و بعدا ضدیت با معتقدان به خدایان متعدد را آغاز کرد و آنان را مشرک خواند و دستور مصادره اموال معابد آنان را صادر کرد ولی اجازه تخریب نداد و بیشتر این معابد به مرور زمان تبدیل به کلیسا شدند. به دستور کنستانتین ، طاق نصرت معروف شهر روم ساخته شد . کنسانتین در شهر قسطنطنیه مدفون است . ***
