میرداماد و آتش شهوت
در کتابی که فیلسوف بزرگ، عارف عامل، علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان مقدمهای بر آن نگاشته بود خواندم:
عباس صفوی در شهر اصفهان از همسر خود سخت عصبانی شده و خشمگین میشود، در پی غضب او، دخترش از خانه خارج شده و شب برنمیگردد، خبر بازنگشتن دختر که به شاه میرسد، بر ناموس خود که از زیبائی خیره کنندهای بهره داشت سخت به وحشت میافتد، ماموران تجسّس در تمام شهر به تکاپو افتاده ولی او را نمىیابند.
دختر به وقت خواب وارد مدرسه طلاّب میشود و از اتفاق به در حجره محمدباقر استرآبادی که طلبهای جوان و فاضل بود میرود، در حجره را میزند، محمدباقر در را باز میکند، دختر بدون مقدمه وارد حجره شده و به او میگوید از بزرگ زادگان شهرم و خانوادهام صاحب قدرت، اگر در برابر بودنم مقاومت کنی ترا به سیاست سختی دچار میکنم . طلبه جوان از ترس او را جا میدهد، دختر غذا میطلبد، طلبه میگوید جز نان خشک و ماست چیزی ندارم، میگوید بیاور . غذا میخورد و میخوابد.
منشا پندارگرایى- آیة الله جوادی آملی (۱۷)
خداى سبحان هرگز کسى را گرفتار جهل و پندار باطل نکرده، بلکه همه انسانها را با سلاح معرفت، مسلح کرده و هر انسانى را با الهام فجور و تقوا آفریده است: “و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها.”(۱) ولى اگر کسى این الهام را با الحاد خودش تاریک کند، به دام پندار مىافتد و از آن به بعد علمش به جهل و الهامش به الحاد، تبدیل مىشود.علل و عوامل بیرونى تنها انسان را به باطل دعوت مىکند و این انسان است که باید براى انتخاب خیر تصمیم بگیرد و صداى بیگانه را از آشنا جدا کند و ما براى این کار ناچاریم با ذات اقدس خداوند رابطهاى داشته باشیم که همواره نعمتهاى خود را ادامه دهد و ما را از شر خودمان و بد اندیشان نجات دهد و دعا یکى از مهمترین راههاست. چنان که نماز که آمیخته با دعاست، از بهترین ارکان دین به حساب مىآید.
هرگز خدا به کسى بد نمىکند و براى کسى بدى نمىفرستد، بلکه راه توبه را بر روى همگان باز مىکند و بدیهاى آنان را به نیکى تبدیل مىکند. تا انسان در عالم حرکت و طبیعت به سر مىبرد، راهى براى تبدیل سیئه به حسنه دارد. اگر شراب نجس و حرام سرکه شود، همین نجس و حرام، پاک و حلال خواهد شد و اگر انسانى توبه کند، همین انسان تبهکار آلوده، پاک مىشود: “یبدل الله سیئاتهم حسنات.”(۲) پس کار ابتدایى خدا، افاضه، الهام و انعام است و کسى که نعمتهاى الهى را به نقمت تبدیل کند، خداوند راه توبه را بر روى او باز مىکند تا دوباره آن نقمتها را به نعمت، تبدیل کند. هرگز خدا به کسى بد نمىکند. بنابراین، افرادى که در پندار باطل به سر مىبرند باید خودشان را ملامت کنند، نه خداى خود را و هیچ عاملى جز خود آنان سبب فرو رفتگى در پندار باطل نیست.هرگز خدا به کسى بد نمىکند و براى کسى بدى نمىفرستد، بلکه راه توبه را بر روى همگان باز مىکند و بدیهاى آنان را به نیکى تبدیل مىکند.
علل و عوامل بیرونى تنها انسان را به باطل دعوت مىکند و این انسان است که باید براى انتخاب خیر تصمیم بگیرد و صداى بیگانه را از آشنا جدا کند و ما براى این کار ناچاریم با ذات اقدس خداوند رابطهاى داشته باشیم که همواره نعمتهاى خود را ادامه دهد و ما را از شر خودمان و بد اندیشان نجات دهد و دعا یکى از مهمترین راههاست. چنان که نماز که آمیخته با دعاست، از بهترین ارکان دین به حساب مىآید.
پینوشتها:
۱٫ سوره شمس، آیات ۷- ۸٫ ۲٫ سوره فرقان، آیه ۷۰٫ منبع: کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی.
سخنچینی یکی از آفات زبان
یکی از آفات زبان که از رذایل اخلاقی به شمار میرود و انسان را از راه خدا دور میسازد، نمّامی و سخنچینی است. سخنچینی یعنی پشت سر دیگران سخن گفتن و عیبجویی کردن و به دنبال برملا کردن عیوب دیگران بودن و حرف را از محفلی به محفل دیگری برده و سخنان را پخش کردن.
قرآن کریم در نکوهش سخنچینی میفرماید:
“وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (۱) وای بر هر عیب جویِ سخن چین.”
ثواب دعا کردن

پاداش دعا کردن در شب و روز
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا شما را بر اسلحهای راهنمایی نکنم که از دشمن خویش نجاتتان دهد و روزی شما را بیفزاید؟ یاران عرض کردند: آری.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: در شب و روز دعا کنید؛ چرا که اسلحه مؤمن، دعا باشد.
دروغ مصلحت آمیز و توریه
دروغ ذاتاً کار فوقالعاده ناپسندی است و بسیارى از مشکلات و بدبختىها و نابسامانىهاى اجتماع کنونى ما بر اثر همین دروغ است. و در بعضى از فرمایشات ائمه اطهار(علیهمالسلام)، دروغ، کلید سایر گناهان شمرده شده است!
متاسفانه در عرف امروز ما اینگونه جا افتاده که هر کی میخواهد دروغی بگوید آن را مصلحتی، نامگذاری میکند. غافل از این که در دین اسلام روی دروغ گفتن حساسیت خاصی دیده میشود تا جایی که حتی توصیه شدهایم که در مزاح و شوخیهایمان نیز دقت داشته باشیم که دروغ نگوییم .
ولى در عین حال در پارهاى از موارد استثنایى، پیش آمدهایى رخ مىدهد که اگر انسان در آن جا راست بگوید فتنه و فساد بزرگى برپا مىشود. در حالى که اگر راست نگوید آتش فتنه خاموش مىگردد. به عنوان مثال اگر بین دو نفر اختلاف شدیدى باشد و یکى از آنها پشت سر دیگرى بدگویى کند و ما هم بشنویم. اگر در برابر سؤالاتى که از ما پرسیده مىشود؛ راست بگوییم و بدگویىهاى او را فاش کنیم، آتش فتنهاى برپا مىشود که ممکن است تلفات و خسارات مهمى به بار آورد؛ بدیهى است در چنین موردى، راست گفتن کار غلطى است و هیچ عاقلى نمىتواند بگوید در چنین موردى هم باید راست گفت. این یک قانون مسلّم عقلى است که هرگاه فساد چیزى از اصلاح آن بیشتر باشد، ما باید از آن دوری کنیم.
درد تو در درون توست، نمی بینی؟!
اشاره:
جمال السالکین، آیت الله سید احمد تهرانی کربلایی از بزرگان فقه و فلسفه و عرفان است.
از شاگردان وی میتوان از سید محسن امین عاملی، نویسندهی کتاب اعیان الشیعه و آیت الله حاج میرزا علیآقا قاضی را نام برد.

