CineviTech

سینمای کودک متولی ندارد

سینمای کودک متولی ندارد
سینمای کودک متولی ندارد

تنها برگزاری جشنواره‌ی کودک اهمیت دارد  و نجات سینمای کودک، حمایت دولت از این سینماست و اگر چند سالن به این نوع سینما اختصاص داده شود، اوضاع این ژانر به مراتب بهتر خواهد شد.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زورت به بچه رسیده!

    زورت به بچه رسیده!

    زورت به بچه رسیده!۵۶ درصد از کودکان آزار دیده دختر و ۴۴ درصد پسرهستند. ۴۴ درصد از موارد کودک آزاری توسط پدران و ۱۲ درصد توسط مادران صورت می گیرد.
     
     بیش از ۷۸ درصد از موارد کودک آزاری به شکل جسمانی است. ۵ درصد از موارد آزارها ،سوءاستفاده ی جنسی از کودکان است. کارشناسان حقوق کودک در ایران می گویند :«علت اصلی بروز کودک آزاری ، غفلت و کم توجهی والدین و جامعه به کودک است. » عواملی مانند ناآگاهی والدین از رفتار درست با فرزندان، بیکاری ، اعتیاد و مشکلات خانوادگی از مهمترین عوامل بروزو شیوع گسترده ی این معضل اجتماعی در ایران عنوان شده اند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نقش کتاب در زندگی کودکان

    نقش کتاب در زندگی کودکان

    گروهی از محققان بر این باورند که نه تنها علاقه به کتاب در کودکان امری وراثتی نیست بلکه ما می توانیم این امر را در کودک خود تقویت  یا تضعیف کنیم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۷ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • به پدر و مادر شدن خود ببالید

    به پدر و مادر  شدن خود ببالید

    خانوادهزمانی که همسرم گفت: «اولین فرزندمان به زودی به دنیا خواهد آمد، احساس کردم مسوولیتم سنگین‌تر شده است.» این احساس به خاطر چیزهایی که می‌دانستم در من ایجاد نشده بود، بلکه فقط به خاطر مطالبی بود که نسبت به آنها آگاهی کافی نداشتم. نمی دانستم باید انتظار چه چیزی را داشته باشم به همین دلیل فرضیه‌های اشتباهی را در ذهنم می‌پروراندم.
     
    تصور می‌کردم زندگی‌ام به پایان رسیده، تمام آزادی‌هایم را از دست خواهم داد و دایم باید به امور مربوط به فرزندم مشغول شوم. البته درباره ی این موضوع با کسی صحبت نمی‌کردم چون نمی‌خواستم در نظر آنها به عنوان یک فرد نابالغ و خودخواه جلوه کنم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۷ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دست‌هایی که حرف می‌زنند

    دست‌هایی که حرف می‌زنند

    امروز تصمیم گرفتم یک ناشنوا باشم تا به احساس او هنگام ورود به جامعه نزدیک‌تر شوم. وقتی در خیابان ما بین هیاهوی عابران سردرگم ، به یاد روزی افتادم که در صندلی دانشگاه آرام و صبور کنارم می‌نشست. سردرگم نبود. زیرا که می دانست برای بدست آوردن تمام چیزهایی که امثال من به سادگی به دست می‌آوریم ، باید بسیار تلاش ‌کند.

    امروز روز توست و من برای این که از تو بگویم، تصمیم گرفتم چند ساعتی را چون تو زندگی کنم، چند ساعتی را در سکوت بگذرانم: چند ساعتی با چشمانم بشنوم و با دست‌هایم حرف بزنم ….

    چون نباید می‌شنیدم، گوش‌هایم را بستم و چون نباید حرف می‌زدم به خودم قول دادم تا سخن نگویم و حرف‌هایم را با اشاره (زبان مخصوص تو) به دیگران بفهمانم.

    در ابتدا گمان کردم کار سختی نیست، من می‌بینم، راه می‌روم و دست‌هایم را حرکت می‌دهم. پس ناشنوایی نباید مشکل چندان بزرگی باشد.

    از خانه که خارج شدم حس کردم دنیای پر سرصدای دیروز، آرام‌تر به نظر می‌آید . اما نمی‌دانم چرا گمان می‌کردم سر درگم شده‌ام.

    نه خبری از بوق زدن‌های مکرر بود ، نه هیاهوی مردم. نه صدای حرکت ماشین‌های پشت سرم ، نه صدای موتور سیکلتی که از پیاده رو عبور می‌کرد .

    «من در این سکوت پر هیاهو گم شده بودم» اگر راه را نمی‌شناختم، باید سوال می‌کردم.

    اما چطور؟ آن هم از مردمی که همه برای رفتن عجله دارند. باید به تابلوهای نه چندان کامل راهنما اکتفا می‌نمودم ..

    برای لحظاتی حس کردم با تمام عابران بیگانه شده‌ام، تصمیم گرفتم به خانه برگردم.

    خواستم از جامعه و مردمی که هیچ‌کدام، از ظاهر من نمی‌توانند بفهمند در درونم چه می‌گذرد، فاصله بگیرم. اولین قدم را که برداشتم به یاد تو افتادم ….

    اگر تو نیز چنین می‌کردی دیگر هیچ ناشنوایی به مدرسه نمی‌رفت، درس نمی‌خواند، برای صحبت کردن تلاش نمی‌کرد، کار نمی‌کرد، ازدواج نمی‌کرد و پدر و مادر نمی‌شد.

    اگر وقتی تو از ناشنوایی خود آگاه می‌شدی، با آن مبارزه نمی‌کردی، و آن را نمی‌پذیرفتی ، و به دنبال توانایی‌هایت نمی‌رفتی و قوتی صد چندان در مشاهده کردن به دست نمی‌آوردی ، دیگر امروز نمی‌توانستیم از دنیایی که متعلق به هر دوی ماست حرف بزنیم.

    هرچند گاهی من و امثال من، خواسته یا ناخواسته بر محدودیت تو اضافه کردیم ، اما همین تجربه چند ساعته به من فهماند که وقتی تو کلمات را بریده بریده و به سختی ادا می‌کنی، وقتی با وسایلی چون سمعک می‌توانی صدایم را بشنوی به شرط آن که بلندتر صحبت کنم، وقتی در یک مکان عمومی با روش خودت با من ارتباط برقرار می‌کنی، چه سختی‌هایی را تحمل کرده ای تا بتوانی دنیای من؛ با تمام صداهای دل‌نشین و دلخراشش را درک کنی، بی‌آنکه تجربه‌ای چون من شنوا داشته باشی.

    و افرادی چون من چقدر دیر به فکر افتادیم، تا گوشه از تلویزیون رنگارنگمان را به تو اختصاص دهیم تا کسی با زبان تو حرف‌هایی را که ما می‌شنویم برایت تعریف کند.

    امروز در همه جای دنیا روز توست، روز بزرگداشت تلاش‌هایت، روز آفرین گفتن به همتت، و روز قدردانی از پدر و مادرت به یاد روزی که تو حرف‌هایشان را تکرار نکردی، کلامی در پاسخ محبت‌شان نگفتی ولی آنها زیباترین احساس را با دیدن چشمان نافذ تو درک نمودند و برایت عاشقانه تلاش کردند .

    …. آری امروز می‌توانی با صدای بلند به آنها بگویی که دوستشان داری.

    « … امید که پیوسته شادمان باشی؛ آسوده و آرام به قاموس دنیایی که گاه به اداراک تو تسلیم نمی‌شود

    و دردی که بر جانت نشسته است، یا نبردی که پس پشت نهاده‌ای

    تو را در گذر زندگی، به قله‌های پر شکوه قدرت رهنمون شود

    تا که با شهامت و نیک‌بینی، هر لحظه نوین را پذیرا شوی … »

    گزیده ای از اشعار ساندرا استونز – (نویسنده : ندا داودی- کارشناس روانشناسی کودکان استثنایی)

    دست‌هایی که حرف می‌زنند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۵ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟

    حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟

     با کودک چگونه از مرگ صحبت کنید  ( قسمت اول )

    در بخش نخست مقاله به چگونگی نگاه کودکان به مقوله مرگ و این که آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان یک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند، اشاره شد. و همچنین نکته هایی برای ایجاد ارتباط مناسب با کودکان مطرح شد. در بخش پایانی، سایر نکات مهم در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد:

    - از عبارت هایی که به یک امر خوب اشاره می کند، پرهیز کنید.

    عبارت های معمول بزرگترها در مورد مرگ مثل « در آرامش استراحت کردن» یا «خواب ابدی» یا «رفتن به یک جای دور» برای خردسالان بسیار گیج کننده است.

    به کودک نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جای دور رفته است». کودک ممکن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکر کند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر بیدار نشود ، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکر کند که شما هم برنمی گردید.

    پس نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جای دور رفته است». کودک ممکن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکر کند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر بیدار نشود ، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکر کند که شما هم برنمی گردید. مرگ را هر چه قابل لمس تر برای او توضیح بدهید مثلاً بگویید: « پدر بزرگ خیلی خیلی پیر شده بود و بدنش قادر به کار کردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده اطمینان حاصل کنید که کودک بفهمد مریض شدن مثل سرماخوردن معنی مردن نمی دهد. به او توضیح بدهید که این مریضی ها نمی تواند کسی را بکشد.

    - در مورد کاربرد واژهای خداوند و بهشت با احتیاط کامل رفتار کنید.

    دقت کنید این مفاهیم را برای یک کودک ۵ ساله یا حتی کوچکتر به کار می برید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید.

    برای مثال اگر بگویید «مادربزرگ الان خیلی خوشحال است چون توی بهشت است» کودک فکر می کند پس اگر همه کسانی که دور و بر من هستند، این همه ناراحتند؟!« چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است» یا مثلاً بگویید که «عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برده چون خوب بوده پس ممکن است مامان، من یا هر کس خوب دیگری را نیز پیش خودش ببرد!!»

    یا «اگر من هم خیلی خوب باشم می توانم بروم پیش خداوند و بابا بزرگ را ببینم» یا این که «سعی کنم که بچه بدی باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتی به کار ببرید که او را نگران تر نسازد. مثلاً بگویید:«ما خیلی ناراحتیم که بابا بزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلی دلتنگ او می شویم ولی این خوب است که بدانی او الان پیش خداوند است.»

    - منتظر واکنش های مختلفی از سوی کودک باشید.

    کودکان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه یا خشم نیز پیدا می کنند. بخصوص اگر متوفی یک فرد نزدیک خانواده باشد.

    مثلاً کودک ممکن است فکر کند خواهرش به خاطر حسادت های او مرده است یا چون او خواهرش را کتک می زده و اذیت می کرده، مرده است و از این احساس به احساس گناه شدید برسد.

    گاهی ممکن است کودک نسبت به متوفی خشمگین بشود که چرا او را ترک کرده و رفته، یا حتی نسبت به شما، پزشکان و پرستاران احساس خشم کند.

    از سوی دیگر کودک ممکن است با بروز رفتاری کاملاً بی تفاوت شما را متعجب کند مثلاً بگوید «حالا که بابا پیش ما نیست، من راحت تر می توانم بازی کنم!» از این گونه عبارات تعجب نکنید و آنها را به حساب ناتوانی کودک در درک مفهوم پیچیده مرگ بگذارید.

    کودکان نمی توانند آن طور که بزرگترها معنی و اثر مرگ را درک می کنند، این موضوع را درک کنند، بنابراین چنین کودکانی سنگدل و بی احساس نیستند.

    - انتظار تکرار سؤالات کودک را داشته باشید.

    سؤالات تکراری در مورد مرگ و توضیح علائم غم و ناراحتی برای کودک ممکن است مدت ها به طور بینجامد. حتی با بزرگتر شدن وی و رشد مهارت های شناختی او، سؤالات تازه تری مطرح می شود.

    نگران نباشید که توضیحات شما ناقص بوده، چرا که سؤالات تکراری کودکان یک امر طبیعی است. تنها کاری که باید بکنید این است که با صبر هر چه تمامتر به آنها پاسخ دهید.

    - به کودک کمک کنید خاطرات خوب فرد فوت شده را به یاد بیاورد.

    صحبت از شیرینی با او بودن و اجازه تعریف از گذشته دادن ، به کودک خیلی آرامش می دهد. کودکان به روش های قابل لمس برای سوگواری نیازمند هستند، بنابراین به جای شرکت در مراسم تدفین، کودک زیر ۵ سال می تواند در خانه شمع روشن کند یا یک آواز برای فرد در گذشته بخواند، تصویر او را بکشد یا در مراسم دیگر سوگواری  شرکت داده شود.

    دادن یک وسیله از فرد فوت شده به کودک، برای ایجاد احساس آرامش در او بسیار مؤثر است؛ مثلاً می توان یک گردنبند از مادربزرگ را در اتاقش گذاشت.

    olor=”#557500″>

    - گاهی اوقات مادر به علت سقط جنین ، دچار سوگ می شود.

    در این موارد کودک نیز نگران مادر می شود حتی بدون این که بداند حاملگی و تولد چه معنی می دهد. او ممکن است احساس گناه کند و یا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر یا برادر بزرگتر شدن خودش بنشیند که شما از قبل به او وعده داده بودید. در این مواقع، کودک احتیاج دارد مطمئن بشود اینگونه مرگ و میر خیلی نادر است، به خصوص اگر شما قصد بارداری دیگری دارید. به کودک باید توضیح داد «بچه فوت شده به اندازه کافی بزرگ نشده بود که بتواند به دنیا بیاید و بیرون شکم مادر زندگی کند». به کودک خود اجازه بدهید با کشیدن یک نقاشی یا درست کردن یک کاردستی در این باره سوگواری خود را نشان بدهد.

    - مواقعی که از تلویزیون یک حادثه را مشاهده می کنید، کودک شما اضطراب و نگرانی شما را درک می کند.

    بنابراین به او بگویید «از این که مردم ناراحت شده اند و با سختی رو به رو هستند من هم ناراحت هستم. ولی در کنار تو، کودکم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم کرد.»

    - سعی کنید که کودک هر چه زودتر به زندگی همیشگی و روزمره اش بر گردد، فعالیت ها و برنامه های همیشگی به کودک کمک می کند که زودتر احساس امنیت و آرامش کند.

    - در شرایط دشواری که خود شما از یک غم بزرگ در رنج هستید، انتظار رفتار کامل و بدون اشکال از خود نداشته باشید.

    در این مواقع، ممکن است شما جلوی کودک گریه کنید یا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشید که اینها همه طبیعی است. بنابراین از دوستان و اقوام کمک بخواهید و به یاد داشته باشید هرچه شما به خودتان بیشتر کمک کنید تا با مسئله سوگ کنار بیایید، به کودکتان نیز بیشتر می توانید یاری برسانید.

    منبع : ایران پزشک و مشاور خانواده

    لینک

     چگونه مفهوم مرگ را به کودک آموزش دهیم 


    حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۳ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ما شلخته ایم یا کودکمان؟

    ما شلخته ایم یا کودکمان؟

    کودک بی نظمهر روز سر یک بی نظمی با کودکمان مشکل داریم. از مدرسه که به خانه می گردد.هیچ لزومی نمی بیند که وسایل خود را در کناری از اتاق یا در جایی مشخص بگذارد. در هنگام خروج از منزل همیشه به دنبال وسائل  شخصی خود می گردد. داخل کلاس معمولاً تعدادی از وسائل مورد نیاز را به همراه نیاورده است. انجام تکالیفش تا آخر شب طولانی می شود. به نظم اتاق خواب خود نمی رسد و معمولاً اتاقی در هم ریخته و نامنظم دارد.
    هیچ گاه به جای او وسایل اختصاصیش را منظم نکنید و در اثر خستگی ناشی از اخطارهای مکرر و عدم انجام آنها توسط کودک، خود دست به کار نشوید.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ترس کودکان

    ترس کودکان

    همه کودکان در چند مقطع سنی در زندگیشان دچار ترس و وحشت می شوند و این معمولاً یک بخش طبیعی از رشد آنها محسوب می گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند که به صورت دائمی و به مدت طولانی در کودک باقی بمانند یا ذهن کودک را به طور کامل اشغال کنند، که این ترس در تمام فعالیت های عادی آنها مداخله داشته و تأثیر می گذارد و اگر کودک نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به بیماری تشویش که همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد.

    هرگز احساسات و ترس در کودک را بی ارزش نشمارید و هیچ موقع به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نکنید و بدانید که بی توجهی به چیزهایی که او را می ترساند کمکی به حل مشکل نمی کند.

    آیا ترس بی اساس به سن و سطح رشدی کودک بستگی دارد؟!

    برای مثال در یک کودک ۲ ساله ترس از نشستن روی لگن دستشویی، طبیعی است ولی در یک کودک ۸ ساله همان ترس کاملاً غیرعادی و بی اساس است.

    کودکان نوپا معمولاً از تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمین خوردن، حیوانات و حشرات، استفاده از لگن توالت، حمام کردن و تاریکی هنگام خواب  می ترسند.

    ترس در میان کودکان پیش دبستانی شامل ترس از حیوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر یا مادر، و تاریکی هنگام خواب می باشد. کودکانی که تازه به مدرسه می روند از چیزهایی مانند تنهایی، بعضی صداها، زمین خوردن، ورود به مکان جدید (به خصوص ورود به مدرسه) و تاریکی هنگام خواب [در بچه های کوچک تر] و وازدگی های اجتماعی، جنگ، فضاهای جدید و ترس از دزد [در بچه های بزرگ تر] می ترسند. نوجوانان (که به سن بلوغ رسیده اند) معمولاً از دزد، موقعیت های جدید (مثل رفتن به دانشگاه و…) جنگ، طلاق و روابط غیرمعمول واهمه دارند و می ترسند.

    این قبیل ترس ها در کودکان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممکن است افزایش یابد: تولد یک فرزند جدید در خانواده، نقل مکان از خانه ای به خانه دیگر، طلاق و غیره. حتی بعضی اوقات بعد از وقوع یک اتفاق تحریک کننده، ترس در کودکان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یک شیء داغ یا فرار کردن از یک سگ. بعضی کودکان نسبت به کودکان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد. والدینی که همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود در مقابل هرچیز عکس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.

    چگونگی برخورد با ترس در کودکان

    - هرگز احساسات و ترس در کودک را بی ارزش نشمارید و هیچ گاه به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نکنید و بدانید که بی توجهی به چیزهایی که او را می ترساند کمکی به حل مشکل نمی کند.

    - از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت کنید، این راه در صورتی که ترس کودک ناشی از وقوع یک اتفاق تحریک کننده باشد، بسیار مفید است.

    - بیش از حد لزوم از او مواظبت نکنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی که می ترسد دوری کند و کودک را هیچ وقت به انجام دادن کارهایی که از آن واهمه دارد وادار نکنید.

    - بیش از حد عکس العمل نشان ندهید زیرا توجه زیاد شما باعث تقویت ترس در کودک می شود.

    - به کودک دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. برای مثال اگر او از رفتن به یک مدرسه جدید می ترسد، باید با او همدردی کنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید «من می دانم که از رفتن به این مدرسه هراس داری و شاید از این که دوستان جدیدی پیدا می کنی نگران هستی؛ ولی من فکر می کنم در آن لحظه احساس خیلی بهتری خواهی داشت.»

    با او در مورد چیزهایی که او را می ترساند گفت وگو کنید. به او یادآوری کنید که قبلاً هم دوستان جدید زیادی پیدا کرده بود و او را تشویق کنید که به مدرسه برود. راه حل مفید دیگر این است که شما برایش نقش بازی کنید که چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفی کند.

    - یادش بیاورید که قبلاً هم در یک زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش ریخته و دیگر از آن نمی ترسد.

    - به او قوت قلب بدهید و به او کمک کنید تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در یک دوره طولانی، صلاح نیست دائم به او یاد بدهید که از هر چیزی که می ترسد دوری کند.

    سرانجام اگر ترس تبدیل به یک بیماری شود و به هیچ طریقی نتوان ترس را از بین برد مخصوصاً اگر در رشد و فعالیت های روزمره کودک تأثیر بگذارد، می بایست جهت درمان به یک روان پزشک کودک مراجعه کنید.

    ترجمه: مریم محمدی ورنوسفادرانی

    منبع: WWW.KEEPKIDSHEALTHY.COM 

     کودک و ترس ، ترس از شب 

     کودک ، ترس از هیولا و تاریکی 

     بچه ها از چه چیزهایی می ترسند؟! 

     احتیاط بیشتر، ترس کمتر 

    فروش کتاب های « خانواده » « روان شناسی » ، « کودکان » و « متفرقه » در فروشگاه اینترنتی تبیان


    ترس کودکان

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها:
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • یک کمک کوچک در خانه

    یک کمک کوچک در خانه

    حنانه سادات میر کاظمیخانه ی تمیز و مرتب نعمتی است که الزاماتی نیز دارد و کودک شما این موضوع را درک می‌کند.
     
    یک کودک از سه سالگی می‌تواند در کارهای خانه کمک کند. روان‌شناسی به نام «آن بکو» راهکارهایی برای آموزش کودکان در این خصوص ارایه کرده است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زن معتاد کودک را بهانه اعتیادش کرد

    جام جم آنلاین: زن جوان با حضور در دادگاه مدعی شد دلیل اعتیاد وی به مواد مخدر توجه بیش از حد همسرش به کودکش بوده است.
    به گزارش فارس ، مردی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.

    این مرد ۳۵ ساله در حضور قاضی شعبه ۲۳۶ این مجتمع مدعی شد که همسرش معتاد است و هر گاه مواد دیر می‌شود، فرزند ۷ ساله‌اش را به شدت کتک می‌زند.می‌خواهم از همسرم جدا شوم تا شاید بتوانم با آرامش در کنار فرزندم زندگی کنم؛ ما حدود ۱۰ سال است که با هم زندگی کردیم.من از این وضع خسته شده‌ام، همسرم گاهی اوقات مرا به دلیل مصرف مواد، کتک می‌زند و من تا به امروز او را مراعات کردم ولی دیگر نمی‌توانم در کنارش باشم.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ مرداد ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش