«او چطور توانست؟»
a:تقلب کرد
B:خوش شانس بود
C:نابغه بود
D:تو سرنوشت نوشته شده بود
اینکه چطور داستان هندی میلیونر زاغه نشین به اسکار دست یافته است و این سوال اساسی که چگونه یک فیلم هندی با مولفه هایی که اتفاقا از سینمای هند تاثیر پذیرفته اند ؛می تواند بهترین اسکار را از آن خود کند حتی با توجیهاتی چون هالیوودی بودن آثار اسکار ؛و بی توجهی به فضاو واقعیت های یک اثر برتر؛کج سلیقگی داوران نیز نمی توان از کنارش گذشت.
شاید آنچه موجب شد دنی بویل کارگردانی که بجز یک اثر «۲۸ روز بعد » که در حد متوسط و ژانر ترسناک بود و البته کار متفاوت «قطار بازی» چیز قابل توجهی نداشت ؛فضای پردرد کشور پهناوری چون هند بود که دوربین بویل با تاکید بر لوکیشن های اقتصاد دردناک ؛مذهب و خلق داستانی که با حفظ ریتم سعی دارد هیجان خلق کند این جایزه را به او اختصاص داد.
فیلم جدا از افزودن زیبایی های هنری به یک کار هندی، حسی مرکب از اعتراض و نفرت در خود دارد.
داستان فقر زاغه نشین ها وحلبی نشینها شاید برای ما تازگی ندارد اما برای دنیای غرب با یک داستان پر کشش چیز دیگری می شود که داوران به آن اسکار دهند.
تصویر شفاف تراژدی غم انگیزی که در زاغه ها جریان دارددر فیلم قابل ستایش است . صحنه های تکان دهنده قتل مادر در برابر فرزندان، کور کردن کودکان ولگرد، سوء استفاده جنسی از دختران بی سرپرست، بی تفاوتی پلیس، وحشی گری ثروتمندان و تکیه بر ” شانس ” برای رهایی انسان را تکان .می دهد.
آنچه بیشتر بر دردناکی اثر می گذرد سکل مستند .و حقیقت قابل لمس این پدیده است.
.میلیونر زاغه نشین فیلم هندی نیست ؛حتا از تلاقی های هالیوودی _بالیوودی هم نیست. اما نمی توان در این میان موسیقی فیلم را از یاد برد که با در هم نشینی عناصر دیگر یک فیلم دیدنی و البته احساس برانگیز است.
اما وصله کردن یک مسابقهی تلویزیونی «چهکسی میخواهد میلیونر شود؟» با پرداختی متوسط عامل اصلی جذابیت برای مخاطب ای است که تشنه موضوع بکر و خوب است . شاید مسأله مسابقه که زمینه اصلی فیلم را تشکیل میدهد، توجه داروان اسکار را جلب کرده باشد. اما تشکیل این نوع فضای ایدهآل با دور شدن از فضای کشوری فقیر نکته قابل اعتراضی است که که اثر را دو پاره کرده.
میلیونر زاغه نشین، حتی در نامش یک پارادوکس دارد. تنها با نام فیلم می توان نیمی از عقاید، اهداف و گرایشات نویسنده و کارگردان آن را حدس زد.
سرنوشت و تقدیر چیزی است که در این فیلم تاکید شد. داستان سه تفنگدار؛اسکناس صد دلاری ایده های بکری است که بویل از آنها نگذشته….
زندگی فلاکت بار جمال مالک، یک پسر زاغه نشین که تقدیر دست او را را به هزاران اسکناس ۱۰۰ دلاری می رساند؛ شخصیتی است که چنان صمیمیتی با مخاطب دارد، که باورش کنید . دنیای سرمایه داری وتاثیر تخریبگری که در زندگانی بشر صنعتی گذاشته است لایه های دیگر این فیلم را شکل می دهد.
شخصیت سلیم برادر جمال هم، یک بیمار اجتماعی است که عاملش خود اجتماع است. این شخصیت خاکستری ماجرای تلخی که پیرامونش است نیز از عوامل جذاب فیلم شده.
تحسین دنی بویل، به خاطر ترفیع بخشیدن ارزش سینمای هند است. این همان چیزی است که سینمای هند برایش سالها زحمت کشید و حالا نتیجه ای ارزشمند برای تمام اهالی این سینمای صاحب سبک دارد.
زیر نویس درشت ؛تلفیق داستان با فلش بک، حفظ ریتم وموسیقی همه توانستند اسکار را به زاغه نشین ها بدهند.
http://viista.blogfa.com/post-78.aspx






جدیدا تهیه کنندگان این فیلم مبلغ ۷۵۰۰۰۰ دلار به یک خیریه کمک کرده اند،
نقل از یاهو نیوز