نقل از : http://www.thefilms.blogfa.com
کارگردان : رومن پولانسکی
فیلمنامهنویس : جف گراس بر اساس کتابی به همین نام از نویسنده فرانسوی پاسکال بروکنر.
آهنگساز : ونجلیس
تهیهکننده : رومن پولانسکی
بازیگران : هیو گرانت، کریستن اسکات توماس، امانوئل سینه، پیتر کویوت
موسیقی ونجلیس
فیلمبرداری : تونینو دلی کولی
کمپانی : فاین لاین فیچرز
مدت : ۱۳۸ دقیقه
زوج انگلیسی رسمی و متشخص، نایجل و فیونا برای هفتمین سالگرد ازدواج خود تصمیم گرفتهاند به هند بروند. آنها قرار است با کشتی به استانبول بروند. در طول سفر با زوجی دیگر آشنا میشوند؛ میمی زن اغواگر فرانسوی و شوهر آمریکایی فلج او اسکار که نویسندهای شکستخورده است و با ویلچر حرکت میکند. در طول سفر نایجل داستان رابطهٔ اسکار با میمی را از زبان اسکار میشنود. اسکار نایجل را به کابینش دعوت میکند تا اپیزودهای مختلف داستان آشنایی و رابطه عاشقانه اش را با میمی و بعد بحرانی شدن آن را برای نایجل تعریف کند. او تعریف میکند چطور در اتوبوسی در پاریس، برای اولین بار میمی را دید. مامور کنترل بلیت اتوبوس، سراغ میمی میآید تا بلیت او را ببیند اما میمی بلیت ندارد، اسکار که محو زیبایی او شده، بلیت خودش را یواشکی به میمی میدهد. میمی از دردسر خلاص میشود اما ماموران، اسکار را پیاده و جریمه میکنند.
اسکار جزییترین چیزهای رابطهاش را با میمی، برای نایجل شرح میدهد…
رومن پولانسکی چندین بحران و فاجعه را در زندگی شخصی خویش تجربه کرده است. قتل مادرش در اردوگاههای مرگ نازی ها و خاطراتی که بعدها در فیلم پیانیست جلوی دوربین رفتند، مثله شدن همسر حاملهاش شارون تیت به دست طرفداران مانسن شیطانپرست و تجاوزش به دختری ۱۳ ساله که منجر به اخراجش از امریکا شد از جمله این خاطرات تلخ هستند. اما پولانسکی همزمان با سپری کردن این رویدادهای تکان دهنده یک سینماگر هم بود. فیلمهایش به لحاظ بار روانی نمیتوانند بی تاثیر از چنین حوادثی باشند. گویی او خود را با ساختن فیلمهایی که سرشار از تهوع، سادیسم و تراژدی است مجاب کرده است. به هر جهت او فیلمسازی قهار است و با نگاه به زندگیاش نمیتوان بر قدرت سینماییاش خرده گرفت. هرچند فرود و فرازهای عجیبی در کارنامه سینمایی او وجود دارد و همه آثارش را نمیتوان شاهکار تلقی کرد. او بعد از تریلوژی اکسپرسیونیستی آپارتمان (فیلم های بچه رزماری، مستاجر و تنفر) ماه تلخ را جلوی دوربین برد. یک فیلم سادومازوخیستی تکان دهنده و تفکر برانگیز.

ماه تلخ داستان دهشتناک ارتباط نافرجام است. در این داستان دو زوج حضور دارند، زوجهایی که رسماً زن و شوهر هستند اما همه چیز بین آنها تمام شده است. مساله بحران اولین موردی است که در یک اثر اکسپرسیونیستی به آن توجه میشود. بحرانی که خاستگاه آن تمدن است. نمونه بارز نشست تمدن و اجتماع مدنی و مدرن آپارتمان است. در تریلوژی آپارتمان که در ماه تلخ نیز رگههایی از آن به چشم میخورد همین آپارتمان به عنوان سنبل ظهور تمدن وجود دارد. این سنبل آزاردهنده بستر انزوا، تنهایی و خودخوری است و همواره تنهایی به لحاظ روانشناسی زمینه سادیسم یا مازوخیسم که بیماری هایی تخریب کننده هستند را فراهم میکند. در چنین آثاری تخریب حرف اول را میزند. تخریب از نوع پیش رونده و آرام. تخریب شخصیت، انسانیت و عشق.
در ماه تلخ در هم ریختن آرمان ها موج میزند. آرمان ها همواره در فیلم های پولانسکی تحلیل رونده و بی اعتبار هستند. معمولا تخریب آنها به تبدیل هنجارها به سندرومهای عجیب و غریب روانی شکل میگیرد و چون سیلی ویرانگر کسی را یارای رویارویی با آن نیست. تحقیر، تنهایی، وابستگی و بی اهمیت بودن به عنوان اتیولوژی و علت غایی بیماریهای روانی نام برده میشوند.
رابطه میمی (امانوئل ساینگر، همسر سوم پولانسکی) و اسکار (پیتر کایوت) با مبنایی غریزی پایهگذاری میشود. میمی در جایگاه عشق مینشیند و اسکار در حد غریزه و حیوانیت باقی میماند. این تقابل ترسناک احساس و طبیعت است و طبیعت همواره بارها قویتر عمل کرده است. به دلیل اینکه غریزه تنوعطلب و ماهیتش تغییر و دگردیسی است به مرور اسکار میمی را پس میزند و عشق ضربهپذیر میگردد. وقتی اسکار حتی دیگر از بدن میمی نیز لذت نمیبرد جایی برای عشق وجود ندارد. عشق را بیرون میکند؛ اما چون بسیار مقدس و آرمانخواه است حتی برای باقی ماندن از یک حیوان خواهش میکند. التماس میکند و اشک میریزد. میمی از پنجره هواپیما به ماه زیبا که در تاریکی فرو شده و نماد تنهایی عشق در ظلمت است نگاه میکند. عشقی که زیباست همچون ماه اما تلخ است. تلخ است چون با طبیعت دست و پنجه نرم میکند. اما عشق به همان اندازه که زیباست انتقام جو نیز هست پس، میمی با قدرت تمام باز میگردد. اسکار پاهای خود را از دست میدهد و این نمادی است برای درجا زدن. غریزه همیشه چندگانه اندیش است اما درجا میزند. غریزه هیچگاه پیشرفت نمیکند و قدمی هم به عقب بر نمیدارد.

پولانسکی معتقد است ازدواج انسان را دست و پا بسته میکند. باعث درگیری و سادیسم میشود و تعلق داشتن آدمی را به سمت ناهنجاری منحرف مینماید. یکی از دلایل نفرت برخی از سینماگران از او شاید همین نکته باشد. اسکار در جایی از عبارت گورستان زناشویی استفاده میکند و این نمایانگر دیدگاه تلخ او نسبت به وابستگی و تعلق ملکی و روحی داشتن است. زناشویی گورستانی است که عشق را در خود فرو میخورد. همواره عشق بعد از ازدواج از بین میرود و دو طرف یکدیگر را تحمل میکنند. این تحمل تا لحظه جدایی ادامه دارد. تعلق باعث ایجاد سادیسم و مازوخیسم میشود. دقت کنید در جایی که هنوز ارتباط میمی و اسکار سیاه نشده است. آنها سکسهای خشن انجام میدهند، خود را شبیه خوک میکنند و چون بچهها ادا در میآورند. این اولین نشانه بیماری روانی در اثر اعتیاد به تعلق است. نایجل و همسرش از سوی دیگر زن و شوهری معتدل هستند. پولانسکی آنها را وارد فیلم کرده تا ضرب شست خود را به شعارهای چون وفاداری، صداقت و پاکدامنی نشان بدهد. نایجل درستکار فریب میخورد، به خیال یک سکس دلپذیر وارد کابین اسکار میشود و تنها چیزی که برایش باقی میماند تخلیه شخصیتی است. در این سکانس حتی بیننده دلش میخواهد نایجل آب شود و چنین تحقیری را تحمل نکند. در این فیلم خرد شدن انسانیت و تحقیر در منتهای اوج به نمایش در آمده است.
این بار کشتی جای آپارتمان را گرفته است. دریا نماد زندگی است. اما در این فیلم نکته عجیب دیگری وجود دارد. حضور مرد هندی و دخترش به شکلی بیتاثیر و حتی به نظر زائد در کنار آدم های اصلی فیلم. پولانسکی با این کار تنها ارادت خود را به اندیشه والای شرقی و جایگاه منیف عشق و احساس در فرهنگ شرق (هند به عنوان نماینده ای از شرق) بیان میکند. او میپندارد در این فرهنگ که عاری از مدرنیسم و تمدن بحرانزای غرب است عشق سراسر ارزش و غریزه لبالب منفور است. در سکانسی دیگر مهر تاییدی بر این بحث وجود دارد؛ اسکار مشغول تماشای فیلم روزی روزگاری در امریکا است و امریکا نماینده غرب در نظر گرفته شده است. در این فیلم بحران و بنبست به تصویر کشیده شده است، چیزی که هراس و دغدغه اولیه و بسترساز اکسپرسیونیست های اوایل قرن بیستم بود. آنها نهیب میدادند که انسان مادر تمدن و تمدن خونخوار انسان است.
ماه تلخ فیلمی آموزنده نیست. پیام خاصی هم ندارد. تنها مکاشفه است، تعمق در رابطههای عجیب انسانی و عریان کردن فعل و انفعال های بشری. در این فیلم بشر مست رذالت و در قعر حماقت نمایش داده میشود. بیانیهای است برای سرکوب هنجارهای اجتماعی. از اجتماع کوچک یعنی خانواده گرفته تا اجتماع بزرگ. این فیلم روایت دردناک تنهایی عشق است و کمتر فیلمی با این جسارت عشق را در مقابله به غریزه نمایش داده است. آدم های فیلم های پولانسکی تنها هستند، خوددرگیر هستند و کاشانه متعالی خود را تخریب میکنند. هرچند پیانیست، دزدان دریایی و خونآشام ها در این زمره قرار نمیگیرند. ماه تلخ نشاندهنده ویرانی زیبایی در گرداب تلخ بیاعتنایی است. زیبایی که تلخ است. ازدواجی که شیرین است اما این شیرینی طعمی جز تلخی ندارد. ماه تلخ در کارنامه پولانسکی یک شاهکار کمنظیر است.
آشنایی با مکتب هنری اکسپرسیونیسم:
اکسپرسیون (Expression) در لغت به معنای بیان، عبارت، حالت و چهره است و اکسپرسیونیسم دراصطلاح به مکتبی اطلاق میشود که در هنرهای مجسمه سازی، نقاشی ، ادبیات و … روشی را به کار میگیرد تا حالات، طرزتفکر و احساسات درونی هنرمند و خالق اثر را بیان کند. اکسپرسیونیسم زبانی برای بیان افکار، احساسات درونی، غرایز انسانی و زبانی تند برای برخورد با قوانین و اصول موجود در قالب های هنری است و اکسپرسیونیست ها با طغیان اندیشه، قدرت کلمات ونیروی هنر که همراه با سرکشی و نافرمانی از اصول سنتی است اثر خود را ارائه میدهند.






salam. download in filmo nadarid?