جدیترین ضعف «روز حسرت» افراد بهشتی و جهنمی بود
نقد محمود گبرلو به سریال «روز حسرت»:
فضاهای مذهبی و اعتقادی این سریال بیشتر حالت طنز و کمیک میگیرد
جدیترین ضعف «روز حسرت» افراد بهشتی و جهنمی سکانس آخر بود
محمود گبرلو معتقد است: تلویزیون نباید سریالهای معناگرا را مختص به ماه رمضان بداند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: وقتی در یک ماه با تولید و پخش سریالهای معناگرا برای تماشاگر فضای معنوی ایجاد میشود، با قطع آن سریال، این فضا هم در ذهن تماشاگر احتمالا قطع خواهد شد.
این منتقد گفت: تلویزیون چند سالی است که سعی میکند به مسائلی همچون برزخ، قیامت، بهشت و جهنم و برخی مسائل اعتقادی – مذهبی مردم توجه بیشتری نشان دهد. مسلم است که اینگونه کارها جسارتی ویژه را طلب میکند؛ چرا که چنین کارهایی طبیعتا با یکسری مخالفتهای جدی روبهرو است.
وی با تعمیمدادن این قضیه به سینما، خاطرنشان کرد: در طول تاریخ سینما هم ما شاهد چنین مسائلی بودهایم. برای مثال وقتی قرار بود فیلم «محمد رسولالله (ص)» ساخته شود، باهزاران مخالفت روبهرو شد و تغییراتی شدید در آن ایجاد شد تا به آن چه ما امروز میبینیم رسید. بنابراین در این قضایا حساسیتهای بسیاری وجود دارد.
گبرلو با اعتقاد براینکه تلویزیون دراین عرصه درحال برداشتن گامهای مثبت و خوبی است، ادامه داد: بالاخره تلویزیون درحال به خرجدادن شهامت و جسارتی برای ورود به عرصههای ماورایی است.
«روز حسرت» به شیوهیی بسیار سطحی به حضور بازیگران درعالم برزخ و بیان مشاهدات نرجس به شوهرش پرداخته شدهاست، بیننده به جای آن که در دورن خودش به شکلی عمیق به این مسایل فکر کند و تحولی در او ایجاد شود، بیشتر لبخند میزند
این منتقد و روزنامهنگار درعین حال گفت: نکته این است که تا بهحال آدمهای متفاوتی وارد عرصهی ساخت فیلمها و سریالهای ماورایی شدهاند. عدهای باشناخت عمیقتر دراین عرصه حضور مییابند و عدهای دیگر هم بیشتر بهخاطر اینکه سریالساز هستند و تکنیک را خوب بلدند، سعی میکنند خود را به قصه و محتوا نزدیک کنند و با تلفیق این دو ویژگی به یک نتیجه مثبتی برسند.
وی کارگردان روز حسرت رابه دستهی دوم سازندگان فیلمها و سریالهای معناگرا متعلق دانست و افزود: آقای مقدم بدون شک سریالساز خوبی است؛ او میتواند لحظات دراماتیک قوی را ایجاد کند که تماشاگر جذب شود، پای تلویزیون بنشیند و سریال را دنبال کند.
گبرلو سپس به طرح این مطلب پرداخت از آن جا که سریالهای ماه مبارک رمضان باید در ۲۵ – ۲۶ قسمت تمام شوند، درمواردی خود نویسندگان از لحاظ بعد دراماتیک مشکل پیدا کرده و احساس میکنند چون سریال باید سریع به پایان برسد از برخی اصول حرفهیی عدول کرده و نتیجه گیری را خیلی سریع اعلام میکنند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا منطق حکم نمیکند که چنین سریالهایی با شتابزدگی درماه رمضان ساخته نشوند؟ گفت: ما نباید قانونی وضع کنیم که سریالهای معناگرا تنها مختص به ماه رمضان باشند . ما در طول سال به تذکرات معنوی نیاز داریم و تلویزیون هم رسانهی است که سیاستهایش برپایهی همین اعتقادات و ارزشها برنامهریزی شدهاست.
گبرلو درعین حال گفت: من معتقدم تلویزیون باید متناسب با فضای معنوی که در طول یک ماه در جامعه ما ایجاد میشود کارهایی را انجام دهد و اگر سیستمهای فرهنگی کشور با این مقوله متناسب نباشد، معادلات بههم میریزد؛ همانند یکی از طنزهایی که ماه رمضان امسال از تلویزیون پخش شد. این طنز اگر در ایام نوروز هم پخش میشد، هیچ اتفاقی نمیافتاد و نیاز نبود در ماه مبارک رمضان و در فضای روحانی چنین ماهی، پخش شود.
که ایرانیان نگاهی عمیقتر و زیربنایی تر به دین دارند؛ بنابراین اگر سریالی خیلی سطحی به موضوع بهشت، برزخ و جهنم بپردازد، مردم نمیتوانند باور کنند.
محمود گبرلو سپس مشکل سریال «روز حسرت» را چندپارهگی خواند و افزود: این چند پارهگی باعث شده است که ما چندان به نتیجهی مطلوبی نرسیم؛ ضمن اینکه بحثهای اعتقادی و مذهبی به شکلهایی دراین سریال مطرح شد که چندان برای مردم باورپذیر نبود و شاید حتی بتوان گفت نگاهی سطحی به مسائل دینی درخصوص این سریال وجود دارد.
وی در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا به تصویرکشیدن مباحث اعتقادی و مذهبی به شکلی باورناپذیر در مواردی باعث خنده تماشگر شده و بار کمیک به صحنه میدهد؟ گفت: در بخش اول، قصه براساس روابط خصمانه و عاشقانه و خیانت یک زن و شوهر جوان پیش میرود که مخاطب جوان امروز خیلی به آن علاقهمند است. دراین بخش مباحثی چون عشق، ایثار و فداکاری و خیانت مطرح میشود. در بخش دوم، مباحث اعتقادی مطرح میشود که آن را بیشتر در زندگی رضا و همسرش میبینیم و نکتهی خیلی مهم و کلیدی، آن است که اینبار یک زن است که حالت روحانی به خود گرفته و تقریبا رهبری معنوی این جمع را به عهده دارد. این شخصیت درعین حال دارای یکسری المانهایی است که چندان قابل باور نیست و صحبتهای او بیشتر شبیه به سخنرانی و منبر است که به این راحتی نمیتواند به دل بنشیند؛ مخصوصا اگر بخواهیم دراماتیک آن را دنبال کنیم.
این منتقد تصریح کرد: از آن جا که «روز حسرت» به شیوهیی بسیار سطحی به حضور بازیگران درعالم برزخ و بیان مشاهدات نرجس به شوهرش پرداخته شدهاست، بیننده به جای آن که در دورن خودش به شکلی عمیق به این مسایل فکر کند و تحولی در او ایجاد شود، بیشتر لبخند میزند و این مسال را به شوخی میگیرد. این مساله بهخاطر آن است که ایرانیان نگاهی عمیقتر و زیربنایی تر به دین دارند؛ بنابراین اگر سریالی خیلی سطحی به موضوع بهشت، برزخ و جهنم بپردازد، مردم نمیتوانند باور کنند.
وی تاکید کرد: اگر سریالی بهطورغیرمستقیم به مخاطبان بگوید که شیطان شما را گول میزند و اسیر وسوسهی او نشوید تاثیر بیشتری خواهد داشت، تا اینکه فردی با چهرهی زشت که یک خنجر بالای سرش و شمشیری در دستش است را نشان دهیم و او بگوید من شیطان هستم و میخواهم شما را گول بزنم.
به اعتقاد گبرلو، پرداختن مستقیم به مسائل ماورایی در فیلمها و سریالها تاثیر عمیقی بر مخاطب نمیگذارد؛ بلکه برای لحظهای تماشاگر را سرگرم میکند و وقتی فیلم تمام شد، آن را به عنوان سرگرمی کنار میگذارد.
محمود گبرلو با تاکید بر لزوم حفظ ظرافتها در آثار معناگرا، خاطرنشان کرد: بههمین دلیل است که سریالی مانند «روز حسرت» علیرغم آن که به لحاظ دراماتیک برای بیننده جذاب است و بیننده علاقه دارد که بداند چه سرنوشتی انتظار شخصیتهای خوب و بد را میکشد، اما با سکانس پایانی، درونیات مخاطب هم تمام میشود! بنابراین «روز حسرت» نتوانسته است یک تاثیر عمیق و درونی بر مخاطب بگذارد؛ بههمین دلیل این سریال وقتی قصد دارد فضاهای مذهبی و اعتقادی را مطرح کند بیشتر حالت طنز و کمیک میگیرید و خیلی برای مردم جدی نیست.
تلویزیون چند سالی است که سعی میکند به مسائلی همچون برزخ، قیامت، بهشت و جهنم و برخی مسائل اعتقادی – مذهبی مردم توجه بیشتری نشان دهد.
وی درعین حال گفت: به نظر میرسد سیاستگذاران تلویزیون این را هم متوجه شدهاند که آثاری که به شکل مستقیم به مباحث دینی میپردازند، تاثیر معنوی عمیقی در درون تماشاگر ایرانی نمیگذارند؛ بنابراین سریالهای امسال نسبت به سریالهای سال گذشته، افراط در نشان دادن شیطان و شر کمرنگتر و عمیقتر شده است.
گبرلو دراین بخش به مقایسهی سریال «روز حسرت» با سریال مناسبتی دیگر تلویزیون با عنوان «مثل هیچکس» پرداخت و گفت: «مثل هیچکس» هم همانند «روز حسرت» بحث خیر و شر را مطرح میکند، اما به شکل درونی، آرامآرام برمخاطب تاثیر میگذارد. این در حالی است که مردم «روز حسرت» را بهعنوان یک سرگرمی لحظهای تماشا کردند و از آن گذشتند؛ این اشکال عمده سریالی مانند «روز حسرت» است.
این منتقد در پاسخ به این پرسش که چه اتفاقی میافتد که سریالی مانند «روز حسرت» که کارشناس مذهبی دارد نمیتواند مفاهیم را آنطور که باید و شاید به مخاطب منتقل کند؟ گفت: درخصوص اینکه چگونه بتوانیم مباحث دینی را در بین مردم گسترش دهیم بحثهای زیادی وجود دارد؛ در حال حاضر در این ارتباط دو نگاه وجود دارد؛ یک نگاه میگوید بهطور مستقیم و آشکارا باید به جامعه اطلاع دهیم که مثلا گرفتار شیطان نشوید و شیطان همین شکلی است که ما میگوییم.نگاه گروه دوم معتقدند تعریف از دین باید به شکلی غیر مستقیم باشد بدینگونه که انسان پس از تماشای آن درون خود را به سوی سعادت و کمال سوق دهد .
وی در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا کارشناسان مذهبی «روز حسرت» این مطلب را فراموش کردهاند؟ گفت: من اینگونه فکر نمیکنم؛ بلکه همان گونه که عرض کردم معتقدم کارشناسان مذهبی در کشور ما دوگونه هستند. عدهای بحث خیر و شر را سطحی و رو میبینند و عدهای دیگر بحثهای خیر و شر را عمیقتر و جدیتر میبینند. عدهای میگویند با نشان دادن یکسری نشانهها، میتوان مردم را به سمت تعالی هدایت کنیم و گروهی دیگر میگویند شما بردلها حکومت کنید و دلهای مخاطبان را متحول کنید.
محمود گبرلو درادامهی صحبتهای خود اظهار کرد: ما باید مفاهیم معنوی را بهگونهای به تصویر بکشیم که مخاطب آن مفاهیم را درک کند و خودش به تشخیص برسد. با مخاطب امروز که ارتباطی جهانی دارد، بسیاری از دیدگاهها، اعتقادات، تفکرات و ادیان را میبیند و میشنود، نمیتوان حکمی، دستوری و یا دیکتاتورمابانه برخورد کرد. بلکه باید کاری کنیم که بیننده با درک عمیق و با مطالعه به دگرگونی درونی و رستگاری که مدنظر ماست برسد.
تلویزیون چند سالی است که سعی میکند به مسائلی همچون برزخ، قیامت، بهشت و جهنم و برخی مسائل اعتقادی – مذهبی مردم توجه بیشتری نشان دهد.
وی اشتباهاتی از این دست را مشمول سریالی چون «روز حسرت» دانست و با اشاره به صحنهی پایانی این مجموعه مناسبتی خاطرنشان کرد: صحنهی پایانی سریال «روز حسرت» برای من بسیار عجیب بود؛ در این صحنه فرد خطاکار (حامد) در فضایی نشان داده میشود که آتشی وجود دارد و بخشی از صورت او سوزانده شدهاست. از طرفی عدهای دیگر از شخصیتها در فضایی سرسبز نشان داده شدند که به معنای رستگاری بود. بنابر این سریال «روز حسرت» بهصورت آشکار و مستقیم به مخاطب میگوید، آن چه من گفتهام درست است. این شخصیت شیطان بود و آن شخصیت رستگار شد. این در حالی است که چنین رویکردی غلط است. ما باید فضای فیلم را بهگونهای پیش ببریم که تماشاگر در درونش به یک قضاوت درستی برسد، بتواند باخودش کلنجار برود و این پرسش را از خود مطرح کند که آیا رضا خطا کرده است و حال که رضا خطا کردهمراقبت کند که خود دچار اشتباهاتی از این دست نشود.
محمود گبرلو در پاسخ به پرسشی دربارهی به تصویرکشیدن برخورد و ظاهر غیردینی از سوی شخصیتهای موجه سریال «روزحسرت» و تبعات منفی باور آن از سوی مخاطب، خاطرنشان کرد: این بخشها به شخصیتپردازی مربوط میشود. شخصیتپردازی «روز حسرت» این جرقه را در دورن ما ایجاد میکرد که این فرد آدم درستی است یا خیر؛ این ویژگی اتفاقا از نکات مثبت سریال روزحسرت بود؛ ما باید در خلال پیش بردن قصه این اجازه را به تماشاگر بدهیم که با هر شخصیتی ارتباط برقرار کند و در مورد رفتارهای او جدل و گفتوگو کند. در سریال «روز حسرت» کارگردان شخصیتپردازی و رفتارهای کاراکترها را بهگونهای طراحی کردهاست که برای مخاطب سوال پیش بیاید؛ پس از آن که سوال پیش آمد و مخاطب به نتیجه رسید، طبیعتا این نکته برروی تفکرش تاثیر روانی میگذارد.
مسلم است که اینگونه کارها جسارتی ویژه را طلب میکند؛ چرا که چنین کارهایی طبیعتا با یکسری مخالفتهای جدی روبهرو است.
وی ادامه داد: در روز حسرت به عمد زمینهی طرح این پرسش درذهن مخاطب ایجاد شده بود که آیا حاج رضا دینمدار واقعی است یا فریده؟ بنابراین به عمد شخصیتهای بسیار پررنگ را در کنار شخصیتهای بسیار کمرنگ به لحاظ دینمداری قرار داده بودند و دراین مسیر قصهها و روایتهایی را به وجود آوردند تا تماشاگر به این پرسش برسد که چه کسی دینمدار واقعی بود. بنابراین رفتاری که حاج رضا با همسر دوستش دارد این پرسش را در ذهن ایجاد میکرد که این روش با فضای دینمداری که در ظاهر او میبینیم هماهنگ است یا خیر؟ آن جاست که تماشاگر قضاوت میکند و به «حاج رضا» حق نمیدهد. تماشاگر در چنین شرایطی است که به این نتیجه میرسدکه آدمهایی که مدعی دینمداری هستند هم میتوانند اشتباهات جزیی داشته باشند.
وی ادامه داد: شخصیت مسعود اغراقآمیز بود و من اصلا بازی آقای پوریا پورسرخ را دراین نقش نپسندیدم. او نقش شخصیتی بسیار زودجوش و عصبانی را بازی میکرد که همواره استرس داشت. در صورتی که در مواردی اصلا نیازی به این استرس نبود؛ معلوم است که آقای پورسرخ فقط سعی کرده از خود یک تیپ ارائه دهد و برای تماشاگر تبدیل به یک پوستربزرگ شود.
گبرلو در پاسخ به این پرسش که در شرایطی که تمام شخصیتها در پایان قصه به بهشت فرستاده میشوند، چگونه میتوان چنین رفتارهای منفی را از افراد دینمدار «روزحسرت» انتظار داشت؟ گفت: من فکر میکنم جدیترین ضعف سریال «روز حسرت» سکانس آخر بود که بهشت و جهنم را نشان داد و آشکار گفت که چه افرادی بهشتی و چه افرادی دوزخی هستند. این فضا کودکانه از آب درآمد و این ساختار کودکانه برای تماشاگر بزرگسال چندان جالب به نظر نمیرسد.
منبع : ایسنا
مطالب مرتبط :
دانلود تیتراژ سریال روز حسرت
گزارش تصویری سریال روز حسرت
روز حسرت» اول شد، «بزنگاه» چهارم
روز حسرت» سریال آبرومند درآمد
روز حسرت» بهترین کار من است
جدیترین ضعف «روز حسرت» افراد بهشتی و جهنمی بود
مطالب مرتبط با جديترين ضعف «روز حسرت» افراد بهشتي و جهنمي بود
پسورد فایل:


