خاطرات دوران کودکی ( شاید شما یادتون نیاد ! )
دورانی که خاطرات کودکی ، خاطرات دوران مدرسه ، بازی های اون دوران
با اون امکانات کم و جمعیت زیاد هم سن و سال خودمون برای ما خیلی دوست داشتنی بود
فکر نمیکنم بچه های این زمانه با این امکانات رفاهی ، لذتی که ما توی بچگیمون میبردیم رو
تجربه کرده باشن ، همیشه خاطرات دوران کودکی برام جالب بود ، خاطراتی که برای همه مشترک
بود و همیشه با اون ها سروکله میزدیم ، یادش بخیر ، واقعا خوش بودیم . . .
شما یادتون نمیاد !
برای خواندن بر روی لینک زیر کلیک کنید
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشتbr
p style="text-align: center;"پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشتbr
p style="text-align: center;"برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ… !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد /spanتو دبستان زنگ تفریح که تموم می شدbr
p style="text-align: center;"مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریمbr
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعتbr
p style="text-align: center;"۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینهbr
p style="text-align: center;"a /">
شما یادتون نمیاد ساعت ۹٫۳۰ هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم
گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا…لالالالایی لالا
..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت
خوابیده بیشه…جنگل لالا برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا
شما یادتون نمیاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون
این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله !
شما یادتون نمیاد علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است
و معنا و مفهوم آن اینست که حمله هوایی انجام خواهد شد!
محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه هاbr
p style="text-align: center;"شما یادتون نمیاد . گنجشگکه اشی مشی …. میفتی تو اب خیس میشیbr
p style="text-align: center;"….کی میپزه اشپز باشی ….. کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــیbr
p style="text-align: center;"به یاد هنرمندی که تنها خوند تنها زد و در تنهایی مرد . . .br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ماbr
p style="text-align: center;"بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتونbr
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span آلوچه و تمره هندی ، بستنی آلاسکا, همشون هم غیر بهداشتی !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span تقلید کار میمونه…میمون جزو حیوونه !br
p style="text-align: center;"این جمله حرص درار ترین جمله بود تو اون زمان !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد /spanخط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیمbr
p style="text-align: center;"یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا چند دقیقه دیگر !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد /spanکارت صد آفرین میدادن خر کیف میشدیمbr
p style="text-align: center;"هزار آفرین که میدادن خوده خر میشدیم !br
p style="text-align: center;"a /">
شما یادتون نمیاد اما وقتی بچه بودیم گلبرگ گلها رو روی
ناخنمون می چسبوندیم بعد می گفتیم لاک زدیم!
شما یادتون نمیاد کارنامه هامونو میبردیم شهر بازی که بهمون بلیط بدن
شما یادتون نمیاد پسرا شیرن مثه شمشیرن…دخترا موشن مثه خرگوشن !
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span بستنی میهن رو که میگفت مامان جون بستنیش خوشمزه تره !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span پستونک پلاستیکی مّد شده بود مینداختیم گردنمون !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span این بازیوbr
p style="text-align: center;"پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد !br
p style="text-align: center;"a href="http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/09/vorojak.jpg"img onload="NcodeImageResizer.createOn(this);" class="aligncenter size-full wp-image-5874" title="خاطرات دوران کودکی دهه شصتی ها شاید شما یادتون نیاد www.DavoodOnline.com" src="http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/09/vorojak.jpg" alt="خاطرات دوران کودکی دهه شصتی ها شاید شما یادتون نیاد" width="288" height="279" //abr
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span… سیاهی کیستی ؟منم پار۳۰ کولاbr
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟br
p style="text-align: center;"نه نه بی سوادی نه نه پس تو خر من هستی !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span آهای، آهای، اهاااااای ، ننه،من گشنمه !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه امbr
p style="text-align: center;"بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم،br
p style="text-align: center;"بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیمbr
p style="text-align: center;"مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد /span، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانهbr
p style="text-align: center;"میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیاbr
p style="text-align: center;"می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد /spanکه کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوایbr
p style="text-align: center;"چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم:)))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره،br
p style="text-align: center;"بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون :)))br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوماbr
p style="text-align: center;"می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بودbr
p style="text-align: center;"نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم،br
p style="text-align: center;"بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبیbr
p style="text-align: center;"بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم،br
p style="text-align: center;"همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !br
p style="text-align: center;"a /">
شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم
بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند
دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم
بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !
شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام … !
شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه
احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه !
شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم.
بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن
شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم
به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود
ولی سمت چپی ها نو بود !
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست
اونا یه درس از ما عقب تر باشن !
شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم !
شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه !
شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم !
شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل !
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیمbr
p style="text-align: center;"که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بدهbr
p style="text-align: center;"بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم:br
p style="text-align: center;"یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم)br
p style="text-align: center;"و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومدbr
p style="text-align: center;"بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span افسانه توشی شان رو !!br
p style="text-align: center;"a href="http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/09/cartoonsa79.jpg"img onload="NcodeImageResizer.createOn(this);" class="aligncenter size-full wp-image-5880" title="خاطرات دوران کودکی دهه شصتی ها شاید شما یادتون نیاد www.DavoodOnline.com" src="http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/09/cartoonsa79.jpg" alt="خاطرات دوران کودکی دهه شصتی ها شاید شما یادتون نیاد" width="448" height="275" //abr
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟br
p style="text-align: center;"دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ماbr
p style="text-align: center;"از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!!br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشونbr
p style="text-align: center;"آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودنbr
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقتbr
p style="text-align: center;"با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است.br
p style="text-align: center;"این مجموعه دریچه ایست به سوی…..br
p style="text-align: center;"(دیری دیری ریییییینگ) : داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو) !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بودbr
p style="text-align: center;"و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم،br
p style="text-align: center;"تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبحbr
p style="text-align: center;"رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد:/span به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خودbr
p style="text-align: center;"درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییتbr
p style="text-align: center;"رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیمbr
p style="text-align: center;"اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما :))))br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد،/span اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیمbr
p style="text-align: center;"رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهیbr
p style="text-align: center;"میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد،/span خانواده آقای هاشمی رو که میخواستنbr
p style="text-align: center;"از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!!br
p style="text-align: center;"یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد،/span با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم !br
p style="text-align: center;"a ">
شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت
تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم !
شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک
یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم
که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند !
شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن.
بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود،
اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد !
شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم،
تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون،
بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد،
هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم !
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش،
میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
شما یادتون نمیاد، خانم خامنه رو (مجری برنامه کودک شبکه یک رو)
با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش !
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: سه بار پشت سر هم بگو:br
p style="text-align: center;"گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه !br
p style="text-align: center;"یا ، کشتم شپش شپش کش شش پا را !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد،/span یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییدددددbr
p style="text-align: center;"(مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه!)br
p style="text-align: center;"بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد،br
p style="text-align: center;"من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه.br
p style="text-align: center;"یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:br
p style="text-align: center;"آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم،br
p style="text-align: center;"اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنمbr
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بودbr
p style="text-align: center;"برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت:br
p style="text-align: center;"بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییمbr
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن !br
p style="text-align: center;"
p style="text-align: center;"span style="color: #0000ff;"شما یادتون نمیاد/span: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا) !br
p style="text-align: center;"a /">
شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد،
خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست،
بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه
شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود،
با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها،
یا ضرب المثل یا چیستان …
شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت،
یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه !
شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه.
کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده،
میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه…
بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش
رو میکشیدی ترررررررررررررتررررررررررررر صدا میداد !
شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا
با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !
مطالب مرتبط با خاطرات دوران کودکی دهه شصتی ها - شاید شما یادتون نیاد
پسورد فایل:

